تبلیغات
مهرازی - مطالب ابر هفت تیر
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : سه شنبه ششم تیرماه سال 1391
نظرات
همسایه، یعنی مردم یک کوچه،
خیلی اوپن نگاه کنی، مردم یک محله
همشهری، یعنی مردم متولد یک شهر 
هم وطن، یعنی مردم یک کشور
ملت، یعنی مردم متحد چند قومیت
امّت ولی خیلی گسترده است
امّت مرز ندارد
میتواند از شرق عالم باشد تا غرب عالم، از شمال تا جنوب عالم..
امّت خیلی موجودیت عجیبی دارد..
کلی ملت را میتواند شامل شود..
کلی وطن را..
کلی شهر و شهروند را..


دارم فکر میکنم
یک نفر
چقدر میتواند بزرگ باشد
که خودش به تنهایی یک امّت باشد..

امام گفته بود:
بهشتی یک امّت بود..

نویسنده : ن حسینی
تاریخ : یکشنبه ششم تیرماه سال 1389
نظرات
فردا 7تیر است.
7تیر را بلافاصله بخوان.
چون اتفاق هایش و آدم هایش به اندازه ی میدانهای متعددی که به اسمش هستند اصلا امروز برای دیگران مهم نیست...
7تیر روز بهشتی ست.


بهشتی برایم مصداق بارز اولولالباب بود.     و اینکه چرا؟  نمیدانم!
یعنی هیچوقت نشناختمش که بدانم چر!
" بهشتی بزرگ بود. خیلی بزرگ.    آنقدر که کسی نمیفهمیدش.."
این جمله را همیشه دایی بهرام میگفت که توی قوه قضائیه همه ی آدم ها را از 7 پشتشان میشناخت.
بهشتی که مرد خیلی ها نفس راحتی کشیدند.
یکی میگفت توی اینجور حرکتها و انقلابها ، رهبران مظلومند. و اگر مظلوم نباشند یاران تراز اولشان بار مظلومیت را به دوش میکشند.
و بهشتی مظلوم بود.
و مظلوم زیست و مظلوم مرد.
بهشتی را فقط امام میشناخت که میگفت بهشتی یک امّت بود.
.
.
فردا 7تیر است.
7تیر را سریع بخوان.
مکث نکن.
چون بهشتی هنوز هم مظلوم است.





مرتبط با: دلمشغولی ها ,
لینک های مرتبط: عاشق شوید ,
 
 
.
.
راوی! بخوان به نام تجلی، به نام نور

************************

خدایا از زبان امام صادق (علیه السلام) شنیدم
كه به داود(علیه السلام)وحی فرمودی :

" به من شاد باش و با یاد من سرخوشی کن و از نعمت مناجات با من برخوردار شو. "

خدایا خودت می دانی من نه داودم و نه حتی در حد بند كفش آن بزرگوار (هرچند مدل كفششان را هم نمی دانم!)

و اگر این نكته های ناب فقط برای آن هاست، پس چرا صدای خودت را به گوش بقیه می رسانی؟!

و اگر با ما هم هستی پس منم می خوام

می خوام با تو شاد باشم و به خاطر تو سرخوشی کنم و از نعمت مناجاتت برخوردار باشم

خدایا نگاه كن، این دفعه جدی گفتم!

منم می خوام...

************************

گر کوه ها متزلزل شوند، تو پایدار بمان.
دندان ها را به هم بفشر و سرت را به عاریت به خداوند بسپار
و پای ها، چونان میخ در زمین استوار کن
و تا دورترین کرانه های میدان نبرد را زیر نظر گیر
و صحنه های وحشت خیز را نادیده بگیر
و بدان که پیروزی وعده خداوند سبحان است.
نهج البلاغه خطبه 11

************************

اگر بمانیم ، میگندیم.

************************
دل های مؤمنان که به هم وصل می شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند."

************************

" هیچ موجودی از هیچ موجود دیگری راضی نمی‌شود، مگر به وساطت مقام امام هشتم؛ هیچ انسانی به هیچ توفیقی دست نمی یابد و خوشحال نمی شود، مگر به وساطت مقام رضوان رضا (سلام الله علیه)؛ و هیچ نفس مطمئنه ای به مقام راضی و مَرضی بار نمی‌یابد، مگر به وساطت مقام امام رضا! او نه چون به مقام رضا رسیده است، به این لقب ملقّب شده است! بلکه چون دیگران را به این مقام می‌رساند، ملقّب به رضا شد.

اهداف جزئی هم مشمول این اصل کلّی است. اگر کسی در کارهای جزئی موفق شد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به برکت امام رضا(ع) است. اگر فرزندی کوشید، رضای پدر و مادر را فراهم کرد؛ چه بداند و چه نداند، به وساطت مقام امام رضا(ع) است. و اگر عالم حوزوی یا اندیشور دانشگاهی به مقام علم و دانش بار یافت و بر کُرسی استادی تکیه زد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به وساطت مقام ایشان است."

آیت الله جوادی آملی


************************

بهم فحش بدید ولی فینگیلیش نظر نذارید.
نه میخونم، نه منتشر میکنم!!


************************
با خودم خیلی فکر کردم.
دیدم زبان سرخم سرم را به باد میدهد. چه سرم سبز باشه چه نارنجی چه هر رنگ دیگری..
حتی وقتی مینویسم هم هزار بار کلمات را کاوش میکنم.. و مدام با پاکن های دیجیتالی روی صفحه های نور عصر سرعت ویراژ میدهم..
عاقبت به این نتیجه رسیدم که دهانم را مهر کنم و قلم را زنجیر کنم که هرچه خواست ننویسد.. و بیشتر از اینها به آنچه میدانم عمل کنم..
بلکه خدا فرجی کرد و داشته هایم را به دانسته هایم نزدیکتر کرد..
و از همه ی آنها که مرا به قدر هجایی میشناسند ملتمس دعا هستم که خدا در این راه در حقم عمل کند..
باشد که عقلم را عاشق و عشقم را عاقل کند..
و بعدش را خودش میداند..
خواه بسوزاند..
خواه دوا کند..
که سوختن را حلاوتی دیگر است...
.
.


ن حسینی