تبلیغات
مهرازی - مطالب ابر شمس الشموس
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : جمعه بیست و ششم مهرماه سال 1392
نظرات

بعد از ظهر بود که رسیدیم کربلا.
گفتند لباس ها را عوض نکنید برای زیارت..  مستحب است..
دم غروب
خاک و خلی
رفتیم میدان مشک...

سلام کردیم به حضرت سقا،
ادب کردیم و اجازه خواستیم برای زیارت حرم ارباب..
جز این،
ذکری نبود برای اذن دخول..
.
.
حرم ارباب بی کفن،
تنها حرمی ست که
اذن دخول ندارد..
تا رسیدی
با همان حال
میتوانی
به دو
شرف حضور پیدا کنی..

دو روز بود رسیده بودیم مشهد.
هنوز چشمم سو نگرفته بود از طلایی گنبد..
روی پاهام بند نبودم از بی خوابی و درد..
لباس ها هم که..
.
.
کاروان که رفت برای شام
خیالم که راحت شد،
رفتم لباس عوض کنم و بروم حرم..
در اتاق بسته بود..
حال نداشتم دوباره برگردم پایین و کلید بگیرم از بچه ها..
.
.
به یاد آن غروب کربلا
به نیت زیارت حضرت ارباب
راهی حرم شدم..

باور کن
انگار
فرقی نبود
بین
راهی شدن برای کربلا
یا مشهد..


نویسنده : ن حسینی
تاریخ : یکشنبه هجدهم تیرماه سال 1391
نظرات




برای ساعت سه و پرسه زدن در خنکای شب صحن ها..
برای سحرها که از هتل تا صحن انقلاب را یک نفس میدویم تا از نماز صبح کنار شما باشیم..
برای ساعت ها نشستن در صحن و زل زدن به برق نگاه گنبد طلا..
برای قطره های اشکی که هیچ جبری نمیتواند جلوی فروغلتیدنشان را روی گونه ها بگیرد..
برای ساعت ها ایستادن در آستانه ی باب الرضا و ساعت ها سلام آخر را کش دادن..
برای استشمام بوی حرم..
برای حس کردن حضورتان..
برای هر چیزی و هر ثانیه ای که به شما گره میخورد..

دلم برای همه چیز تنگ است..

دلم را برای شما پست میکنم..
پیشتاز..
شاید قرار بگیرد دلی که مدتهاست آرام نگرفته..
توی آرشیو دلهایی که پیشتان هست، بغل خودتان نگه اش دارید..
فقط ببخشید اگر امانت دار خوبی نبودم..
با گناه حسابی سیاهش کردم..
شاید فقط محبت شما سیاهی هایش را بشوید..


برچسب‌ها: شمس الشموس ,
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : شنبه بیست و هشتم آبانماه سال 1390
نظرات
بعضی ها برای اینکه به تیم ملی دعوت بشوند،
چند سال،
تمرین میکنند..
چند سال مرارت میکشند..
تازه اینها فقط برای این است که 
فقط دعوت شان کنند..
برای ماندن در آن پست که دیگر خیلی بیشتر باید تلاش کرد..
.
.
ولی 
وقتی این انتخاب
رنگ دیگری بگیرد،
قصه خیلی بیشتر تر فرق میکند..
می گویند توی شب قدر این چیزها را مینویسند،
که مثلا امسال فلانی را دعوت کنیم ، مدتی پیشمان باشد..
همینجوری هم به او نگوییم..
یه کمی غافلگیرش کنیم..
.
.
حالا مرد غافلگیر شده..

اسمش در آمد برای سفر کربلا..





قرعه کشی شب عید قربان.
مشهد الرضا .

انشالله آقای انصاری همه را دعا کنند ،
در حرم ارباب..


عکس از هم تیمی ام، افشــــار.

برچسب‌ها: شمس الشموس ,
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : شنبه بیست و هشتم آبانماه سال 1390
نظرات
بخش دوم عکس های سفر مشهد،
عکس های مربوط به توقف در قدمگاه حضرت خورشید در نیشابور است..
آخرین عکس را بعدا با هم مرور میکنیم..















برچسب‌ها: شمس الشموس ,
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : شنبه بیست و هشتم آبانماه سال 1390
نظرات
بعد از سفر مشهد،
فرصت نشد حاشیه های سفر را
که خالی از لطف هم نیستند،
بگذارم روی وبلاگ..

حالا که فرصت هست،
چند تایی را میگذارم ..
الباقی باشد برای بعدها..!
.
.
بعضی عکس ها را هم تیمی عزیزم،افشـــار ، گرفته..
و بعضی را رفیق قدیمی ام و فامیل این روزها..







برچسب‌ها: شمس الشموس ,
 #
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : جمعه سیزدهم آبانماه سال 1390
نظرات


انتظار
وقتی به ساعت های آخر میرسد
جان آدم را میگیرد..

فردا این موقع،
در حریم تو،
نفس میکشم..
اگر تو بطلبی..
و اگر عمری باقی باشد..
انشالله.


عکس از رفیق شفیقم مهندس مینا علیزاده

برچسب‌ها: شمس الشموس ,
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : پنجشنبه نهم تیرماه سال 1390
نظرات

چشمم از اشک پر 
و عکس حرم می لرزد... 



دلم برای شما تنگ شده..

برچسب‌ها: شمس الشموس ,
 
 
.
.
راوی! بخوان به نام تجلی، به نام نور

************************

خدایا از زبان امام صادق (علیه السلام) شنیدم
كه به داود(علیه السلام)وحی فرمودی :

" به من شاد باش و با یاد من سرخوشی کن و از نعمت مناجات با من برخوردار شو. "

خدایا خودت می دانی من نه داودم و نه حتی در حد بند كفش آن بزرگوار (هرچند مدل كفششان را هم نمی دانم!)

و اگر این نكته های ناب فقط برای آن هاست، پس چرا صدای خودت را به گوش بقیه می رسانی؟!

و اگر با ما هم هستی پس منم می خوام

می خوام با تو شاد باشم و به خاطر تو سرخوشی کنم و از نعمت مناجاتت برخوردار باشم

خدایا نگاه كن، این دفعه جدی گفتم!

منم می خوام...

************************

گر کوه ها متزلزل شوند، تو پایدار بمان.
دندان ها را به هم بفشر و سرت را به عاریت به خداوند بسپار
و پای ها، چونان میخ در زمین استوار کن
و تا دورترین کرانه های میدان نبرد را زیر نظر گیر
و صحنه های وحشت خیز را نادیده بگیر
و بدان که پیروزی وعده خداوند سبحان است.
نهج البلاغه خطبه 11

************************

اگر بمانیم ، میگندیم.

************************
دل های مؤمنان که به هم وصل می شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند."

************************

" هیچ موجودی از هیچ موجود دیگری راضی نمی‌شود، مگر به وساطت مقام امام هشتم؛ هیچ انسانی به هیچ توفیقی دست نمی یابد و خوشحال نمی شود، مگر به وساطت مقام رضوان رضا (سلام الله علیه)؛ و هیچ نفس مطمئنه ای به مقام راضی و مَرضی بار نمی‌یابد، مگر به وساطت مقام امام رضا! او نه چون به مقام رضا رسیده است، به این لقب ملقّب شده است! بلکه چون دیگران را به این مقام می‌رساند، ملقّب به رضا شد.

اهداف جزئی هم مشمول این اصل کلّی است. اگر کسی در کارهای جزئی موفق شد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به برکت امام رضا(ع) است. اگر فرزندی کوشید، رضای پدر و مادر را فراهم کرد؛ چه بداند و چه نداند، به وساطت مقام امام رضا(ع) است. و اگر عالم حوزوی یا اندیشور دانشگاهی به مقام علم و دانش بار یافت و بر کُرسی استادی تکیه زد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به وساطت مقام ایشان است."

آیت الله جوادی آملی


************************

بهم فحش بدید ولی فینگیلیش نظر نذارید.
نه میخونم، نه منتشر میکنم!!


************************
با خودم خیلی فکر کردم.
دیدم زبان سرخم سرم را به باد میدهد. چه سرم سبز باشه چه نارنجی چه هر رنگ دیگری..
حتی وقتی مینویسم هم هزار بار کلمات را کاوش میکنم.. و مدام با پاکن های دیجیتالی روی صفحه های نور عصر سرعت ویراژ میدهم..
عاقبت به این نتیجه رسیدم که دهانم را مهر کنم و قلم را زنجیر کنم که هرچه خواست ننویسد.. و بیشتر از اینها به آنچه میدانم عمل کنم..
بلکه خدا فرجی کرد و داشته هایم را به دانسته هایم نزدیکتر کرد..
و از همه ی آنها که مرا به قدر هجایی میشناسند ملتمس دعا هستم که خدا در این راه در حقم عمل کند..
باشد که عقلم را عاشق و عشقم را عاقل کند..
و بعدش را خودش میداند..
خواه بسوزاند..
خواه دوا کند..
که سوختن را حلاوتی دیگر است...
.
.


ن حسینی