تبلیغات
مهرازی - مطالب تیر 1395
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : سه شنبه پانزدهم تیرماه سال 1395
نظرات
حاجی تعریف میکرد
سالهای جنگ
در سپاه
اینطور حقوق میدادند
که پول را میگذاشتند توی مجمع،
هر کس، هرقدر لازم داشت،
برمیداشت.
همیشه هم کلی اضافه می آمد..

نمیدانم چه شد که بعد از خبر فیش های حقوقی
بی درنگ،
یاد این خاطره حاجی افتادم..

جدا از این جنجال ها که در بوق و کرنای رسانه هاست،
مرگ خاموش وجدان ها را به زاری نشسته ایم..
و این بی وجدانی، فقط فیش حقوقی چند میلیونی نیست که دردش حالا بالا گرفته..
مصادیق بی وجدانی، خیلی زیاد و با وضوح فول اچ دی، در خیلی ادارات و سازمان ها و نهادها، قابل رؤیت است..

از آن پول رفته بدتر، این اپیدمی بی وجدانی ست..
نه فقط جامعه ی دینی،
که هر جامعه ای،
اگر وجدان نداشته باشد،
کلاهش پس معرکه ست..

حالا بماند که در جامعه ی دینی،
بالاتر از وجدان،
نطارت خداست در همه ی شئون زندگی..
جواب خدا را چطور میخواهیم بدهیم؟!
خدا دیگر دستگاه لنگ و شل بازرسی کشور نیست که بشود دورش زد..


پ.ن
من اگر جای ایالات متحده و اسرائیل بودم
از حضراتی که بانی که فسادها و بی عدالتی ها هستند، حتما تقدیر میکردم..
هیچ برنامه ی مدونی، با بودجه پنتاگون، تا این حد که در داخل یک نظام فسادی رخ دهد،
مردم را نسبت به آن سیستم دلسرد و بی اعتماد نمیکند..

نویسنده : ن حسینی
تاریخ : چهارشنبه نهم تیرماه سال 1395
نظرات
از این جبر اختیار
سراپا عجزم..

ببخش
که اشکم این شب ها
از سر بندگی و غربت تو نبود
که از سر عجز و دلتنگی خودم بود..

حقیرتر از من کیست..
چگونه اشرف مخلوقاتی هستم من؟!

یا اله العاصین...
ارحمنی...

نویسنده : ن حسینی
تاریخ : سه شنبه یکم تیرماه سال 1395
نظرات
این روزها که خبر شهادت مدافعین حرم،
هر روز از جایی به گوش میرسد،
فضای جامعه و شبکه های اجتماعی پر شده از پرسش ها و گاها پاسخ هایی با این مضمون که این آدمها اصلا چرا میروند و چه میرسد به آنها...؟
و سوالاتی که شاید در زمان جنگ هم متداول بود..
و عده ای دلخون بودند از این پرسش ها که گاها نوع بیان آن مثل نیشی بر جان مینشست..
گرچه فضای جامعه باید ظرفیت و مناعت بیشتری به خرج دهد،
اما امروز از جامعه ای که دغدغه ی رفاه دارد،
شاید نشود توقع چنین برخوردی را به طور یکدست از آنها داشت..
به هرحال پاسخ به این پرسش ها شاید برای نسل های بعد کاربرد بیشتری داشته باشد..
ولی امیدوارم پاسخ ها از جنس پاسخ های دم دستی و عموما نژادپرستانه نباشد..
مثلا این پاسخ که آنها برای حفظ امنیت ایران میروند و جان میبازند..،
حداقلی ترین پاسخ و حتی میشود گفت نژادپرستانه ست..
و به جرأت میشود گفت اجر مجاهدت بزرگ این فرزندان رشید اسلام را ضایع میکند..
چرا که در قلمرو اسلام ناب، ایران و عراق و شام و بحرین و یمن و مصر و... فرقی با هم ندارند..
در اسلام ناب، جامعه بر مبنای نگاه ایمانی تعریف میشود و ملیت و قومیت معنایی ندارد..
کمااینکه بلال حبشی با سلمان فارسی با عمار یاسر، در نگاه رسول اکرم ص یکسان بودند و برابر و برادر.

پاسخ دیگری که میدهند آن است که چون در شام و عراق ، حرم اهل بیت ع وجود دارد، و اهل بیت خط قرمز شیعیان هستند، ما باید از آنها دفاع کنیم..
دو غلط اینجا هست.
یکی اینکه با این وصف اهل تسنن از دفاع از این سرزمین ها باید صرف نظر کنند..
و این مشکل شیعه است، خودش برود حلش کند!!
دیگر آنکه اگر در سرزمینی که حرم اهل بیت ع در آن نبود تعرضی به مسلمین صورت گیرد ، دیگر به ما مربوط نیست!!
مثلا اگر قرار بود در یمن و یا فلسطین جنگی رخ دهد که نیاز به اعزام نیروی انسانی داشته باشد، دیگر به ما ربط ندارد. چون آنجا حرم ندارد!!

این نگاه ها حداقلی ست..
امیرالمومنین که جان ما فدای مظلومیت او باد، فرمود، سزاوار است مرد مسلمان بمیرد، اگر در جایی از سرزمین اسلامی، خلخال به زور از پای زن یهودی دربیاورند..
حالا اگر به اصل اسلام تعدی شود چه؟!
داعش که امروز نمادی از اسلام امریکایی ست، امروز خوب میداند که بزرگترین دشمنش ، اسلام ناب است، که خط امام آنرا دنبال میکند..
برای همین دشمن اصلی ش جمهوری اسلامی ایران است.
چون تنها ایران است که تلاش ش بر گسترش اسلام ناب است.. و ناقوس بیداری را در جهان به صدا درآورده..

دیگر آنکه من هم معتقدم باید به حق این مجاهدین را مدافعین حرم نامید.
اما حرم کجاست؟
القلب حرم الله!!
اگر قلب هم حرم است، پس هر مؤمن مسلمان، حرم متحرکی ست، که جسارت به او ، جسارت به حرم است..
قلب شکسته کودکان یمن، حرم ویرانی ست، که باید برای دفاع از آن هم مجاهده کرد..
اینجور اگر حساب کنی معنی کل ارض کربلا را هم بهتر میفهمی..



پ.ن:
در این روزها و شب های مبارک
که کم کم نزدیک میشود به قدر،
دعا کنیم که خداوند به حق این حرم های ویران مؤمنین در سراسر جهان،
این هجر را به زاری قلب های شکسته تخفیف دهد،
و ما را به آن یار برساند..

 
 
.
.
راوی! بخوان به نام تجلی، به نام نور

************************

خدایا از زبان امام صادق (علیه السلام) شنیدم
كه به داود(علیه السلام)وحی فرمودی :

" به من شاد باش و با یاد من سرخوشی کن و از نعمت مناجات با من برخوردار شو. "

خدایا خودت می دانی من نه داودم و نه حتی در حد بند كفش آن بزرگوار (هرچند مدل كفششان را هم نمی دانم!)

و اگر این نكته های ناب فقط برای آن هاست، پس چرا صدای خودت را به گوش بقیه می رسانی؟!

و اگر با ما هم هستی پس منم می خوام

می خوام با تو شاد باشم و به خاطر تو سرخوشی کنم و از نعمت مناجاتت برخوردار باشم

خدایا نگاه كن، این دفعه جدی گفتم!

منم می خوام...

************************

گر کوه ها متزلزل شوند، تو پایدار بمان.
دندان ها را به هم بفشر و سرت را به عاریت به خداوند بسپار
و پای ها، چونان میخ در زمین استوار کن
و تا دورترین کرانه های میدان نبرد را زیر نظر گیر
و صحنه های وحشت خیز را نادیده بگیر
و بدان که پیروزی وعده خداوند سبحان است.
نهج البلاغه خطبه 11

************************

اگر بمانیم ، میگندیم.

************************
دل های مؤمنان که به هم وصل می شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند."

************************

" هیچ موجودی از هیچ موجود دیگری راضی نمی‌شود، مگر به وساطت مقام امام هشتم؛ هیچ انسانی به هیچ توفیقی دست نمی یابد و خوشحال نمی شود، مگر به وساطت مقام رضوان رضا (سلام الله علیه)؛ و هیچ نفس مطمئنه ای به مقام راضی و مَرضی بار نمی‌یابد، مگر به وساطت مقام امام رضا! او نه چون به مقام رضا رسیده است، به این لقب ملقّب شده است! بلکه چون دیگران را به این مقام می‌رساند، ملقّب به رضا شد.

اهداف جزئی هم مشمول این اصل کلّی است. اگر کسی در کارهای جزئی موفق شد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به برکت امام رضا(ع) است. اگر فرزندی کوشید، رضای پدر و مادر را فراهم کرد؛ چه بداند و چه نداند، به وساطت مقام امام رضا(ع) است. و اگر عالم حوزوی یا اندیشور دانشگاهی به مقام علم و دانش بار یافت و بر کُرسی استادی تکیه زد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به وساطت مقام ایشان است."

آیت الله جوادی آملی


************************

بهم فحش بدید ولی فینگیلیش نظر نذارید.
نه میخونم، نه منتشر میکنم!!


************************
با خودم خیلی فکر کردم.
دیدم زبان سرخم سرم را به باد میدهد. چه سرم سبز باشه چه نارنجی چه هر رنگ دیگری..
حتی وقتی مینویسم هم هزار بار کلمات را کاوش میکنم.. و مدام با پاکن های دیجیتالی روی صفحه های نور عصر سرعت ویراژ میدهم..
عاقبت به این نتیجه رسیدم که دهانم را مهر کنم و قلم را زنجیر کنم که هرچه خواست ننویسد.. و بیشتر از اینها به آنچه میدانم عمل کنم..
بلکه خدا فرجی کرد و داشته هایم را به دانسته هایم نزدیکتر کرد..
و از همه ی آنها که مرا به قدر هجایی میشناسند ملتمس دعا هستم که خدا در این راه در حقم عمل کند..
باشد که عقلم را عاشق و عشقم را عاقل کند..
و بعدش را خودش میداند..
خواه بسوزاند..
خواه دوا کند..
که سوختن را حلاوتی دیگر است...
.
.


ن حسینی