تبلیغات
مهرازی - مطالب آذر 1394
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : شنبه بیست و یکم آذرماه سال 1394
نظرات
سید گفته بود
کار را اگر قلمبه ببینی میترسی
کار بزرگ را بشکن.
خرد خرد ببینش.
و بعد برو زیر یک خم ش را بگیر..

حالا دارد خرد خرد می آید سراغم.
و من باید خرد تر ش کنم..

رفقا فاتحه بخوانند..


پیش از خرد کردن کارها
باید خودت را خرد کنی..
این را همان سال ها یادمان داد..
خرد و خمیر که شدی
خاک که شدی
تازه پدر دار میشوی..
ابوتراب تو را به سرپرستی میگیرد..


این حرفا البته برای دهن من خیلی گنده است..

نویسنده : ن حسینی
تاریخ : چهارشنبه هجدهم آذرماه سال 1394
نظرات
دوباره داریم میرسیم به انتخابات
و کلا از زمین و زمان آدم های وظیفه شناس و احساس تکلیف کرده، میروند که اعلام حضور کنند در حماسه ی سیاسی!!
و همه ی آحاد جامعه میروند اندر کف این کاندیدا و آن کاندیدا...
این آحاد جامعه هم گیج و ویج شعارهای و نطق ها و گاها خالی بندی های تابلوی برخی متکلفین سیاسی که عشق صندلی های سبز مجلس در دلشان خانه کرده...
خدا رحمت کند شهید بهشتی را...
الهی که نور ببارد از او به مغر و قوه ی تفکر ما....
که میگفت ما شیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت...
و حالا من مانده ام که آدمهایی که در نظام مدیریتی ما به مسؤلیتی میرسند آیا تشنه ی قدرتند یا شیفته ی خدمت..؟!
که کاش من اشتباه کنم درباره ی بعضی ها و آنها تشنه ی قدرت نباشند... و فقط جاهل باشند.. گرچه دوست جاهل بدتر است و دشمن دانا بهتر...

نمیدانم باید بگویم بگذریم یا همینجور کش بدهم این کلام پر کنایه را...
فقط خدا کند که آدمها اگر دین ندارند آزاده باشند 
و آنها که خودشان میدانند بجای دغل،
اندکی آخرت اندیش باشند..
و کاش تر آنکه
بزرگان را خرج حقیران نکنند..
که این میدان جای چنین بازی کثیفی نیست...



پ.ن:
امروز توی یک بخش تحلیلی خبری
حرف از اقتصاد مقاومتی و مخلفاتش بود..
شانزده آذر گذشت ولی
استادی داشتیم که میگفت کاش قشر دانشجو یاد بگیرد که بجای اینکه مدام بپرسد برایم چه کردید و چه میکنید؟!
بپرسد که من برای کشورم چه کنم؟!
این مطالبه ی معکوس عین خدمت است..
کاش این هم جا بگیرد توی ادبیات خدمتی ما...
به خصوص حالا.. بعد از اربعین...
اینجور میشود که بعدها که دانشجو وزیر و وکیل این مملکت شد میداند خدمت یعنی چه؟



پ.ن:
در باب همان اقتصاد مقاومتی کاش کرسی های آزاد اندیشی فعال باشند.
از دولتی ها و مسؤلین بخاری بلند نمیشود.. ربطی هم به این دولت و آن دولت ندارد...
دانشگاه و دانشجو باید مغز متفکر صنعت و اقتصاد باشند..


نویسنده : ن حسینی
تاریخ : دوشنبه شانزدهم آذرماه سال 1394
نظرات
حرف زدن کار ساده ایست..
اما همیشه تبدیل واژه به تصویر 
و تصویر به حجم برایم کار سختی ست..
چه وقتی فراورده ی آن ساختمان باشد..
چه مجسمه..
چه پوستر..
و چه...


برای ادای حق مطلب کار  سختی در پیش است..
خصوصا وقتی با واژه های   عظمت، قدرت، حماسه، تقوا و تدبر    طرف باشی..

نویسنده : ن حسینی
تاریخ : سه شنبه دهم آذرماه سال 1394
نظرات
صبح زنگ زد گفت من ستون 1121 بودم.
چنین بود و چنان..
الان نگاه کردم دیدم توی آدرس بار من هم این پست خیلی فاصله ندارد از 1121..
اما ستون 1121 کجا و پست 1121 کجا...

.
.
.

کاش میشد نقطه ای بود در این طواف حسینی..
بین الحرمینی به وسعت نجف تا کربلا..
و ..



بگذریم..
جا مانده ایم و شرح دل ما
خجالت است..

نویسنده : ن حسینی
تاریخ : پنجشنبه پنجم آذرماه سال 1394
نظرات
سال قبل بعضی ها بعد از دیدن تصاویر پیاده روی اربعین
از بس دردشان میگرفت،
سعی میکردند خودشان را به بیخیالی بزنند..
که مثلا ....

حالا امسال همان بعضی ها
خادم اند توی موکب امام رضا ع..

خدایا
از این بیخیالی ها م آرزوست...




مردهای خانواده رفتند..
ما مانده ایم و 
چند غزل و
پخش غیرمستقیم سیمای ملی و
.....
........
............
بقیه اش را همه آنها که مانده اند بلدند..



قصد داشتم توی این پست درباره ی حرفهای دیروز آقا با بسیجی ها بنویسم
درباره ی نفوذ ی که آقا میگوید و میفهمدش و توی آن زندگی میکنیم..
درباره ی جندالاستکبار شدن بعضی آدمهایی که فکر میکنند خیلی هم حزب الله اند..ولی نیستند..
درباره ی ...

ولی..
حال و هوای حماسه ی اربعین فعلا اجازه نمیدهد..

ولی
بدترین چیز در این ایدئولوژی آن است
که آدم هاش از داخل آن را بپوسانند بدون اینکه بدانند سرباز دشمن اند..
و مقابله با این واقعه
نیاز به یک عزم و جهاد فرهنگی و فکری دارد..
.
.
و من امیدوارم
که به برکت همین اربعین ها و همین عاشوراها
ما و دنیا هوشیار شویم..

و أ لیس الصبح بقریب...





لینک های مرتبط: «نفوذ» چیست و چگونه است؟ ,
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : دوشنبه دوم آذرماه سال 1394
نظرات
بعد از صدام
نزدیک اربعین که میشود
حال و هوای عراق دیدنی میشود.
صدام که بود
غربتی عجیب بر این مناسک شیعگی سایه افکنده بود..
حالا ولی آزادانه خیل مشتاقان و عاشقان خودشان را میسپارند به جاده و..
میروند تا کربلا..
و
حالا باز هم حکایت، حکایت اربعین است..
سال قبل سیمای ملی قدم به قدم با زایرین میرفت و شوقی ایجاد کرده بود که هرکس در ایران ماند،
چون قطره ای که بخواهد به دریا برسد بی تاب بود..
امسال ولی
زیرکانه سکوت کرده اند..
خبرها از اربعین بیشتر به ویزا ختم میشود تا شور واقعه..
پای دلال ها هم به ماجرا باز شده و حکایت غریبی شده، زدن جیب عاشق ها..
ولی یک سؤال که ذهن مرا و شاید خیلی ها را مشغول خودش کند..

دول اروپایی بدون اینکه چنین حماسه ی مشترکی داشته باشند،
بدون اینکه دین شان آنها را امت واحدی خطاب کند،
دست کشیدند از تمتع مالی سفر به کشورهای متحد همسایه شان.
شدند اتحادیه اروپا..
و تو اگر بخواهی بین شان سفر کنی، با یک ویزای شینگن و بدون اخذ روادید و دنگ و فنگ هایش راهی میشوی..
حالا ایران و عراق
با این همه مشتاق و این حماسه عظیم و این مغناطیس حسینی ، برای یک ماه از سال، نمیتوانند چنین برنامه ای بین خودشان داشته باشند..
ما کم نداریم توی کشورمان کسانی که بخاطر وسع کم شان، و تنگی معیشت نمیتوانند روادید بگیرند..
درمان حسرت اینها یک تدبیر ساده است..
یه مذاکره ی برادرانه..
ما که با همه ی دنیا داریم مذاکره میکنیم.. این یک مذاکره هم باشد برای دل عاشق ها..
آقای ظریف، وزیر با معرفت، بیا و با عراقی ها هم سر یک میز بنشین و کمی لبخند بزن.. شاید که سال بعد این داستان حل شده باشد..
زایرها دعایت میکنند..

پ.ن:
قرار بود طبق دستور آقا رفتن زایرین تسهیل شود.
تسهیل که فقط موکب زدن و گیت ساختن نیست..
باید بشود رفت که بعد به باقی ماجرا رسید.....


پ.ن:
یک عده آدم با معرفت
برای آنها که وسعشان نمیرسد بروند دارند پول جمع میکنند.. هر کس دستش رسید در این جهاد عشقی همراهی کند..

لبیک یا حسین

 
 
.
.
راوی! بخوان به نام تجلی، به نام نور

************************

خدایا از زبان امام صادق (علیه السلام) شنیدم
كه به داود(علیه السلام)وحی فرمودی :

" به من شاد باش و با یاد من سرخوشی کن و از نعمت مناجات با من برخوردار شو. "

خدایا خودت می دانی من نه داودم و نه حتی در حد بند كفش آن بزرگوار (هرچند مدل كفششان را هم نمی دانم!)

و اگر این نكته های ناب فقط برای آن هاست، پس چرا صدای خودت را به گوش بقیه می رسانی؟!

و اگر با ما هم هستی پس منم می خوام

می خوام با تو شاد باشم و به خاطر تو سرخوشی کنم و از نعمت مناجاتت برخوردار باشم

خدایا نگاه كن، این دفعه جدی گفتم!

منم می خوام...

************************

گر کوه ها متزلزل شوند، تو پایدار بمان.
دندان ها را به هم بفشر و سرت را به عاریت به خداوند بسپار
و پای ها، چونان میخ در زمین استوار کن
و تا دورترین کرانه های میدان نبرد را زیر نظر گیر
و صحنه های وحشت خیز را نادیده بگیر
و بدان که پیروزی وعده خداوند سبحان است.
نهج البلاغه خطبه 11

************************

اگر بمانیم ، میگندیم.

************************
دل های مؤمنان که به هم وصل می شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند."

************************

" هیچ موجودی از هیچ موجود دیگری راضی نمی‌شود، مگر به وساطت مقام امام هشتم؛ هیچ انسانی به هیچ توفیقی دست نمی یابد و خوشحال نمی شود، مگر به وساطت مقام رضوان رضا (سلام الله علیه)؛ و هیچ نفس مطمئنه ای به مقام راضی و مَرضی بار نمی‌یابد، مگر به وساطت مقام امام رضا! او نه چون به مقام رضا رسیده است، به این لقب ملقّب شده است! بلکه چون دیگران را به این مقام می‌رساند، ملقّب به رضا شد.

اهداف جزئی هم مشمول این اصل کلّی است. اگر کسی در کارهای جزئی موفق شد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به برکت امام رضا(ع) است. اگر فرزندی کوشید، رضای پدر و مادر را فراهم کرد؛ چه بداند و چه نداند، به وساطت مقام امام رضا(ع) است. و اگر عالم حوزوی یا اندیشور دانشگاهی به مقام علم و دانش بار یافت و بر کُرسی استادی تکیه زد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به وساطت مقام ایشان است."

آیت الله جوادی آملی


************************

بهم فحش بدید ولی فینگیلیش نظر نذارید.
نه میخونم، نه منتشر میکنم!!


************************
با خودم خیلی فکر کردم.
دیدم زبان سرخم سرم را به باد میدهد. چه سرم سبز باشه چه نارنجی چه هر رنگ دیگری..
حتی وقتی مینویسم هم هزار بار کلمات را کاوش میکنم.. و مدام با پاکن های دیجیتالی روی صفحه های نور عصر سرعت ویراژ میدهم..
عاقبت به این نتیجه رسیدم که دهانم را مهر کنم و قلم را زنجیر کنم که هرچه خواست ننویسد.. و بیشتر از اینها به آنچه میدانم عمل کنم..
بلکه خدا فرجی کرد و داشته هایم را به دانسته هایم نزدیکتر کرد..
و از همه ی آنها که مرا به قدر هجایی میشناسند ملتمس دعا هستم که خدا در این راه در حقم عمل کند..
باشد که عقلم را عاشق و عشقم را عاقل کند..
و بعدش را خودش میداند..
خواه بسوزاند..
خواه دوا کند..
که سوختن را حلاوتی دیگر است...
.
.


ن حسینی