تبلیغات
مهرازی - مطالب مرداد 1392
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : پنجشنبه سی و یکم مردادماه سال 1392
نظرات


 

 

بهترین مورد استفاده از این نوع شیشه ها در نماز خانه ها مساجد و اماکن مذهبی می باشد.

 

 

 

 

فقط کافی است دیوار ها را کاملا صاف و رنگ کاری نموده و نورپردازی را به گونه ای اجرا کنید که مستقیما به مشبک های شیشه ای بتابد.



 نصب این مشبک ها هم به سادگی انجام می پذیرد.

 

 

 

 

 

 


 


امیدوارم مشکل عکس ها برطرف شده باشه.
اون دوتا دوست عزیز هم دیگه منو نزنن!!

 


لینک های مرتبط: منبع ,
 کار
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : یکشنبه بیست و هفتم مردادماه سال 1392
نظرات
مشغول طراحی این دو مجموعه ام این روزها.



دعا بفرمایید ..


نویسنده : ن حسینی
تاریخ : شنبه بیست و ششم مردادماه سال 1392
نظرات
سال سوم دانشگاه
شاید هم سال دوم
سر درس طراحی معماری
قرار بود یک قسمتی از شهر رو به صورت حجمی بسازیم.
یادم نیست تهران بود یا قزوین..
یک عده از بچه ها رفتند و عکس گرفتند از بدنه ی شهری و نقشه ها هم تهیه شد.

رسیدیم به ساختن.
قرار شد بچه ها بیان خوابگاه و توی خوابگاه با استفاده از فوم صبقات رو دربیاریم.
مثلا هر 3 میلیمتر میشد یه طبقه.

قبلش باید زمین پروژه رو میساختیم.

از اونجایی که من قبلا با یونولیت کار کرده بودم میدونستم که توی جابجایی صفحه هاش، یونولیت خرده میشه و از بین میره.
گفتیم برای اینکه این اتفاق نیفته بیایم و با استفاده از چسب چوب و روزنامه سطح ش رو بپوشونیم.
هم سطحش سفت میشه و هم دیگه به این سادگی خراب نمیشه.
یونولیت خریدیم و افتادیم به جونش با بچه ها..

البته چون دو تا اشتباه کرده بودیم یونولیت ها بعد از خشک شدن تاب برداشت.
و علاوه بر یونولیت ها، مخ مون داشت تاب بر میداشت.

اول اینکه ضخامت ش رو کم گرفته بودیم.
دوم اینکه یونولیت مون به اندازه ی کافی فشرده نبود.


عکس هایی که در پایین این پست میبینید
دست آدمهایی ه که توی پروژه ی تاب برداشتن بهم کمک کردن!!


دست هایی که مال آدم هایی که حالا فقط ازشون همین عکس ها باقی مونده..
حتی خاطره ی بعضی شون هم پاک شده.
گرچه بعضی هم خیلی با معرفتند..







مرتبط با: درس و مشق ,
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : جمعه بیست و پنجم مردادماه سال 1392
نظرات


با یک بنده خدایی 
معمولا بحث داریم 
که آدم وقت های اضافه ی زندگی اش را 
چطور مصرف کند درست است؟

گاهی اصلا بحث درست بودن هم مطرح نیست،
فقط بحث گزینه هاست..

یک بخشی از وقت ما
کارهایی ست که ما در قبال آنها مسئولیم.
بسته به وقتی که میگیرد باقیمانده ی وقت ما، وقت های اضافه است.
بخشی برای خواب
بخشی برای غذا
بخشی برای قضای حاجت ..

الباقی باید صرف چه شود؟

تلویزیون دیدن؟
کتاب خواندن؟
بازی کردن؟
ورزش ؟
سفر ؟
سر زدن به اقوام ؟
سینما ؟
پارک ؟
.
.


همه ی اینها هست و اینها نیست.


لطفا اگر شما هم وقت اضافه دارید یا نظری برای وقت های اضافه دارید
برای من بگویید
شما وقت های اضافه تان را به چه کاری و به چه هدفی میگذرانید..؟

لطفا یک نفر مرا قانع کند که
به بطالت گذراندن زمان ، با فعالیت های بی هدف،
بهترین روش گذران وقت است....!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مرتبط با: دلمشغولی ها ,
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : چهارشنبه بیست و سوم مردادماه سال 1392
نظرات
زیر نویس صحبت های وزیر پیشنهادی دادگستری
حال آدم را عوض میکند..




پ.ن
تبادل شهدا در مرز انجام شد..
چقدر خلوت...


نویسنده : ن حسینی
تاریخ : سه شنبه بیست و دوم مردادماه سال 1392
نظرات
دلم
برای ادامه ی خواب هایم
تنگ میشود..
چرا نمیگذاری بقیه اش را ببینم خدایا!

نویسنده : ن حسینی
تاریخ : چهارشنبه شانزدهم مردادماه سال 1392
نظرات

انگار همین دیروز بود

 

خانه پیرزن ته کوچه

پشت یک تیر برق چوبی بود

پشت فریاد های گل کوچک

واقعا روزهای خوبی بود

 

پیرزن هر دوشنبه بعد از ظهر

منتظر بود در زدن ها را

دم در می نشست و با لبخند

جفت می کرد آمدن ها را

 

روضه خوان محله می آمد

میرزا  با دوچرخه آهسته

مثل هر هفته باز خیلی دیر

مثل هر هفته سینه اش خسته

 

«ای شه تشنه لب سلام علیک»

ای شه تشنه لب ... چه آوازی

زیر و بم های گوشه دشتی

شعرهای وصال شیرازی

 

می نشستیم گوشه مجلس

با همان شور و اشتیاقی که...

چقدر خوب یاد من مانده

در و دیوار آن اتاقی که -

 

یک طرف جملهء «خوش آمده اید

به عزای حسین» بر دیوار

آن طرف عکس کعبه می گردد 

دور تا دور این اتاق انگار

 


 گوشه گوشه چه محشری برپاست

توی این خانه چهل متری

گوش کن! دم گرفته با گریه

به سر و سینه می زند کتری

 

عطر پر رنگ چایی روضه

زیر و رو کرده خانه اورا

چقدر ناگهان هوس کردم

طعم آن چای قند پهلو را

 

تا که یک روز در حوالی مهر

روی آن برگ های رنگا رنگ

با تمام وجود راهی کرد

پسری را که برنگشت از جنگ

 

هی دوشنبه دوشنبه رد شد و باز

پستچی نامه از عزیز نداشت

کاشکی آن دوشنبه آخر

روضهء میرزا گریز نداشت

 

پیرزن قطره قطره باران شد

کمی از خاک کربلا در مشت

السلام و علیک گفت و سپس

روضهء قتلگاه اورا کشت

 

مربع

 

تاهمیشه نمی برم از یاد

روضه آن سپید گیسو  را

سالیانی است آرزو دارم

کربلای  نرفتهء او را




هر چه بود گذشت از فضیلت شب قدر
نگاه ما به شب اول محرم توست..

 فطر
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : سه شنبه پانزدهم مردادماه سال 1392
نظرات
السلام ای ماه پنهان پشت استهلال ما
ما به دنبال تو میگردیم و تو دنبال ما...


ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات همه ی مسلمانان جهان
و همچنین تبریک عید سعید فطر
بدین وسیله از تمامی دوستان و آشنایان که در این ماه مبارک، 
برای بیدار کردن ما، برای مراسم پر فیض سحری اقدامات لازم را مبذول داشتند، صمیمانه سپاسگزاریم..
اگر نبود تلاش بی شائبه ی شما،
قطعاً ما هر روز توی آمپاس بودیم!!!

اجرکم عندالله

نویسنده : ن حسینی
تاریخ : دوشنبه چهاردهم مردادماه سال 1392
نظرات
برای رفتن ت
چقدر صبر کردم..
خدا میداند..

نویسنده : ن حسینی
تاریخ : شنبه پنجم مردادماه سال 1392
نظرات





مرا گمان دیدن حرمت نبود..

 
 
.
.
راوی! بخوان به نام تجلی، به نام نور

************************

خدایا از زبان امام صادق (علیه السلام) شنیدم
كه به داود(علیه السلام)وحی فرمودی :

" به من شاد باش و با یاد من سرخوشی کن و از نعمت مناجات با من برخوردار شو. "

خدایا خودت می دانی من نه داودم و نه حتی در حد بند كفش آن بزرگوار (هرچند مدل كفششان را هم نمی دانم!)

و اگر این نكته های ناب فقط برای آن هاست، پس چرا صدای خودت را به گوش بقیه می رسانی؟!

و اگر با ما هم هستی پس منم می خوام

می خوام با تو شاد باشم و به خاطر تو سرخوشی کنم و از نعمت مناجاتت برخوردار باشم

خدایا نگاه كن، این دفعه جدی گفتم!

منم می خوام...

************************

گر کوه ها متزلزل شوند، تو پایدار بمان.
دندان ها را به هم بفشر و سرت را به عاریت به خداوند بسپار
و پای ها، چونان میخ در زمین استوار کن
و تا دورترین کرانه های میدان نبرد را زیر نظر گیر
و صحنه های وحشت خیز را نادیده بگیر
و بدان که پیروزی وعده خداوند سبحان است.
نهج البلاغه خطبه 11

************************

اگر بمانیم ، میگندیم.

************************
دل های مؤمنان که به هم وصل می شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند."

************************

" هیچ موجودی از هیچ موجود دیگری راضی نمی‌شود، مگر به وساطت مقام امام هشتم؛ هیچ انسانی به هیچ توفیقی دست نمی یابد و خوشحال نمی شود، مگر به وساطت مقام رضوان رضا (سلام الله علیه)؛ و هیچ نفس مطمئنه ای به مقام راضی و مَرضی بار نمی‌یابد، مگر به وساطت مقام امام رضا! او نه چون به مقام رضا رسیده است، به این لقب ملقّب شده است! بلکه چون دیگران را به این مقام می‌رساند، ملقّب به رضا شد.

اهداف جزئی هم مشمول این اصل کلّی است. اگر کسی در کارهای جزئی موفق شد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به برکت امام رضا(ع) است. اگر فرزندی کوشید، رضای پدر و مادر را فراهم کرد؛ چه بداند و چه نداند، به وساطت مقام امام رضا(ع) است. و اگر عالم حوزوی یا اندیشور دانشگاهی به مقام علم و دانش بار یافت و بر کُرسی استادی تکیه زد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به وساطت مقام ایشان است."

آیت الله جوادی آملی


************************

بهم فحش بدید ولی فینگیلیش نظر نذارید.
نه میخونم، نه منتشر میکنم!!


************************
با خودم خیلی فکر کردم.
دیدم زبان سرخم سرم را به باد میدهد. چه سرم سبز باشه چه نارنجی چه هر رنگ دیگری..
حتی وقتی مینویسم هم هزار بار کلمات را کاوش میکنم.. و مدام با پاکن های دیجیتالی روی صفحه های نور عصر سرعت ویراژ میدهم..
عاقبت به این نتیجه رسیدم که دهانم را مهر کنم و قلم را زنجیر کنم که هرچه خواست ننویسد.. و بیشتر از اینها به آنچه میدانم عمل کنم..
بلکه خدا فرجی کرد و داشته هایم را به دانسته هایم نزدیکتر کرد..
و از همه ی آنها که مرا به قدر هجایی میشناسند ملتمس دعا هستم که خدا در این راه در حقم عمل کند..
باشد که عقلم را عاشق و عشقم را عاقل کند..
و بعدش را خودش میداند..
خواه بسوزاند..
خواه دوا کند..
که سوختن را حلاوتی دیگر است...
.
.


ن حسینی