تبلیغات
مهرازی - مطالب دی 1392
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : دوشنبه سی ام دیماه سال 1392
نظرات

مدتی ست سایت آپلود عکسهام دچار مشکلاتی شده.
شاید به برخی عکس ها دسترسی نداشته باشید.
یا بعضی لینکها در دسترس نباشند.
یا گاهی تصویر کلی وبلاگ مغشوش باشد.
فعلا تم اصلی را برای مدتی تغییر میدهم.
تا وقتی که فرصت کنم و تمام تصاویر حذف شده را دوباره بارگذاری کنم..
از صبوری شما در این مدت تشکر میکنم.


نویسنده : ن حسینی
تاریخ : یکشنبه بیست و نهم دیماه سال 1392
نظرات

مرتبط با: دلمشغولی ها ,
لینک های مرتبط: اندازه اصلی , مرجع ,
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : جمعه بیستم دیماه سال 1392
نظرات

فروغ بخش شب انتظار، آمدنی ست

نگار، آمدنی غمگسار، آمدنی ست

 

به خاک کوچه دیدار آب می پاشند

بخوان ترانه شادی که یار آمدنی ست

 

ببین چگونه قناری ز شوق می لرزد!

مترس از شب یلدا! بهار آمدنی ست

 

صدای شیهه رخش ظهور می آید

خبر دهید به یاران: سوار آمدنی ست

 

بس است هر چه پلنگان به ماه خیره شدند

یگانه فاتح این کوهسار، آمدنی ست



پ ن:
خبر مرگ شارون 
بسیار خبر دلچسبی بود توی این روزها...
و چه تقارن زیبایی که
شارون همان روزی مُرد که
مختار ، عمر سعد را به درک واصل کرد...

روزی که اسرائیل در ماتم باشد،
روز شادی مستضعفان جهان است..

مرتبط با: شاهد بیاورم... ,
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : پنجشنبه نوزدهم دیماه سال 1392
نظرات

این تصویر، صحنه ای از یک فیلم اکشن هالیوودی نیست؛
نقش اولش را هم “ویل اسمیت” بازی نمی‌کند!

همه چیز واقعی است…
آذرماه ۹۲ – سوریه


مرتبط با: دلمشغولی ها ,
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : یکشنبه پانزدهم دیماه سال 1392
نظرات



چند روزی ست که دندان درد امانم را برید.
و چون خورده بودیم به تعطیلات عملا باید صبر میکردیم تا بعد از تعطیلات.
دیروز با یکی از بروبچ رفتیم که بعد از یک جلسه ی فوق تخصصی- !! -  ،
سری هم به مطب دندان پزشک های معرفی شده بزنیم .
و این سر زدن به انواع مطب ها با روش حضوری و تلفنی، نتیجه ی جالبی داشت.
هیچکدام از دندان پزشک های محترم تحت پوشش بیمه کار نمیکردند!
بعضی ها که خیلی منصف بودند، بیمه تکمیلی داشتند.
یعنی حکایت بیمه ی دندان مثل چشم پزشکی ست..
اگر چشم ضعیف بشود هم بیمه مسئولیتی در قبال آن ندارد.
عملا چشم و دندان و البته خیلی مسائل دیگر هیچ ربطی به بیمه ندارند و جنبه ی تزئینی در بدن دارند.
گرچه 
برای سرماخوردگی و مسائل بسیار ساده هم که بیمه بخشی از هزینه ها را تامین میکند،
اینقدر هزینه ی تقبل شده از طرف بیمه سنگین است، که هر لحظه ممکن است کمر بیمه بشکند!!!
فرق بین بیمه داشتن و نداشتن گاها فقط 3-4هزار تومان است..
خدا وکیلی اگر بیمه مشکل مالی دارد ، رو در بایستی نکند!
با مردم در میان بگذارد که لااقل تکلیف مردم روشن باشد..
اینکه بگوییم بیمه نداریم خیلی سر سنگین تر است تا این وضعیت..!!!



بعد از کلی پرس و جو
با خبر شدیم که در کرج دو تا مرکز دندان پزشکی وجود دارد که متعلق به بیمه است.
و خدمات آن تحت پوشش بیمه.
باید تلفنی وقت میگرفتیم برای آنجا.
چند تا یونیت داشتند در صبح و عصر.
من به همه ی آنها مراجعه کردم.
و کلا وقت نداشتند!


این بود انشای من!

نویسنده : ن حسینی
تاریخ : دوشنبه نهم دیماه سال 1392
نظرات
یه بنده خدایی گیر داده به احادیث مربوط به علم.
صبح وقتی از خواب پا میشم، اولین پیامکی که اومده مربوط به علم ه..
اصن آدم شرمنده میشه!

آخه شما نگاه کن:



عمل کم که با علم همراه باشد، زیاد و عمل زیادی که با نادانی همراه باشد، کم است. پیامبر ختمی مرتبت


اگر عالم به واسطه علم خود، رضایت خداوند بزرگ را بخواهد، همه چیز از او میترسند و اگر بخواهد به وسیله ی دانش خود، به ثروت برسد، از همه چیز فرار میکند. حضرت محمد صلوات الله علیه، نهج الفصاحه 2479


دانش و ثروت هر عیبی را میپوشاند و نادانی و فقیری، هر عیبی را نمایان میکند.  پیامبر اعظم صلوات الله علیه


یک ساعت در جست و جوی علم بودن، از ایستادن در شب بهتر است و یک روز به دنبال علم بودن از سه ماه روزه گرفتن برتر است.  حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه ، نهج الفصاحه 2502



علم از عمل بهتر است و بهترین عمل آن است که معتدل تر باشد. پیامبر اکرم  صلوات الله علیه



هر علمی برای انسان موجب خواری میگردد مگر آن علمی که به آن عمل شود.  پیامبر عظیم الشان اسلام



امام صادق علیه السلام :
پیامبر خدا فرمود علم زیاد بهتر از عبادت زیاد است و بهترین کار پرهیزگاریست و چیزی با چیزی جمع نشده است که بهتر از جمع حلم با علم باشد.





یه بلوتوثی بود میگفت بچه جان برو درستو بخون...
من کلا الان متنبه ام...

 
 
.
.
راوی! بخوان به نام تجلی، به نام نور

************************

خدایا از زبان امام صادق (علیه السلام) شنیدم
كه به داود(علیه السلام)وحی فرمودی :

" به من شاد باش و با یاد من سرخوشی کن و از نعمت مناجات با من برخوردار شو. "

خدایا خودت می دانی من نه داودم و نه حتی در حد بند كفش آن بزرگوار (هرچند مدل كفششان را هم نمی دانم!)

و اگر این نكته های ناب فقط برای آن هاست، پس چرا صدای خودت را به گوش بقیه می رسانی؟!

و اگر با ما هم هستی پس منم می خوام

می خوام با تو شاد باشم و به خاطر تو سرخوشی کنم و از نعمت مناجاتت برخوردار باشم

خدایا نگاه كن، این دفعه جدی گفتم!

منم می خوام...

************************

گر کوه ها متزلزل شوند، تو پایدار بمان.
دندان ها را به هم بفشر و سرت را به عاریت به خداوند بسپار
و پای ها، چونان میخ در زمین استوار کن
و تا دورترین کرانه های میدان نبرد را زیر نظر گیر
و صحنه های وحشت خیز را نادیده بگیر
و بدان که پیروزی وعده خداوند سبحان است.
نهج البلاغه خطبه 11

************************

اگر بمانیم ، میگندیم.

************************
دل های مؤمنان که به هم وصل می شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند."

************************

" هیچ موجودی از هیچ موجود دیگری راضی نمی‌شود، مگر به وساطت مقام امام هشتم؛ هیچ انسانی به هیچ توفیقی دست نمی یابد و خوشحال نمی شود، مگر به وساطت مقام رضوان رضا (سلام الله علیه)؛ و هیچ نفس مطمئنه ای به مقام راضی و مَرضی بار نمی‌یابد، مگر به وساطت مقام امام رضا! او نه چون به مقام رضا رسیده است، به این لقب ملقّب شده است! بلکه چون دیگران را به این مقام می‌رساند، ملقّب به رضا شد.

اهداف جزئی هم مشمول این اصل کلّی است. اگر کسی در کارهای جزئی موفق شد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به برکت امام رضا(ع) است. اگر فرزندی کوشید، رضای پدر و مادر را فراهم کرد؛ چه بداند و چه نداند، به وساطت مقام امام رضا(ع) است. و اگر عالم حوزوی یا اندیشور دانشگاهی به مقام علم و دانش بار یافت و بر کُرسی استادی تکیه زد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به وساطت مقام ایشان است."

آیت الله جوادی آملی


************************

بهم فحش بدید ولی فینگیلیش نظر نذارید.
نه میخونم، نه منتشر میکنم!!


************************
با خودم خیلی فکر کردم.
دیدم زبان سرخم سرم را به باد میدهد. چه سرم سبز باشه چه نارنجی چه هر رنگ دیگری..
حتی وقتی مینویسم هم هزار بار کلمات را کاوش میکنم.. و مدام با پاکن های دیجیتالی روی صفحه های نور عصر سرعت ویراژ میدهم..
عاقبت به این نتیجه رسیدم که دهانم را مهر کنم و قلم را زنجیر کنم که هرچه خواست ننویسد.. و بیشتر از اینها به آنچه میدانم عمل کنم..
بلکه خدا فرجی کرد و داشته هایم را به دانسته هایم نزدیکتر کرد..
و از همه ی آنها که مرا به قدر هجایی میشناسند ملتمس دعا هستم که خدا در این راه در حقم عمل کند..
باشد که عقلم را عاشق و عشقم را عاقل کند..
و بعدش را خودش میداند..
خواه بسوزاند..
خواه دوا کند..
که سوختن را حلاوتی دیگر است...
.
.


ن حسینی