تبلیغات
مهرازی - مطالب مهر 1391
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : پنجشنبه بیست و هفتم مهرماه سال 1391
نظرات
از اون م سخت تر.

نویسنده : ن حسینی
تاریخ : پنجشنبه بیست و هفتم مهرماه سال 1391
نظرات
خیلی سخته.

نویسنده : ن حسینی
تاریخ : چهارشنبه بیست و ششم مهرماه سال 1391
نظرات

کنار هم که میذاری
کامل متوجه میشی که چی میخوان
مدتهاست که میخوان..

مال خودشون.
اگر سهم ما باشه
اگر برای ما هم سهمی باشه
به ما میرسه..




این پرونده
بسته شد.




دیگه اصراری بهت نمیکنم دوست من.

 #
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : چهارشنبه بیست و ششم مهرماه سال 1391
نظرات
من ده روز نبودم!
چه خبره مملکت؟؟؟؟

اصحاب کهف م اینقدر سورپرایز نشدن!


رفتم یه خاکشیر خوردم
قبلا 1000تومن بود،
الان ازم 3000تومن گرفت!!!
میگم مطمئنی 3000تومنه؟؟!!!
میگه خانوم از دلار خبر نداری انگار....!!!!!!!

آخه خاکشیر چه ربطی به دلار داره؟؟؟؟!!!
نه
تو بگو...................؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 #
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : چهارشنبه بیست و ششم مهرماه سال 1391
نظرات
خوش به حال پیاده روی هایی
که مقصدش
حرم
است...

نویسنده : ن حسینی
تاریخ : سه شنبه بیست و پنجم مهرماه سال 1391
نظرات
پدرم
پسر خاله ای دارد بنام محمود
که وقتی به دنیا آمد
از دست قابله افتاد و دچار ضایعه ی مغزی شد.

محمود آدم بسیار جالبی ست..
بچه که بودم توی ارتباط مان با محمود همیشه توی خوف و رجا بودیم..
یکهو داد میزد سرمان..
یکهو مهربان میشد..

محمود دست با خیری دارد..
هر سال عیدی که میرویم خانه ی خاله بادومی - خاله ی بابا، باغ بادام و گردو داشت، بچه از قدیم با این نام صداش میزدند... تا اینکه سر یک کینه ی قدیمی، یک نفر تمام باغات او را آتش زد...-
من سعی میکنم حتما از دست محمود دشت اول سال م را بگیرم...
آن دشت میشود برکت کیف پولم..
و همیشه این دشت های اول سال محمود یک جاهای عجیب و غریبی خرج میشوند...
.
.
.
توی حرم حضرت عبّاس علیه السّلام   یک بخشی هست به اسم نذورات.
توی اینجا به ازای مبلغی که توی صندوق میریزی،
میتوانی کاشی حرم بگیری.
ما هم که خیلی پول همراه مان نبود.
کلا پول با خودمان نمیبردیم حرم.
روز آخر بود و ما میخواستیم حتما از آن کاشی ها بگیریم.
5تومان از هدیه ها را نگه داشته بودیم.
کاشی که انتخاب کردیم میشد 6 تومان.
هر چی نگاه کردم به کیف پولم هیچی توش نبود..
پاک پاک...
عین نوار قلب میت...!
.
.
یهو یاد دشت اول سال محمود افتادم...
اون تنها پولی بود که همراهم بود..
دو تا 500تومنی..
.
.
.
.
دشت اول سال محمود
نذر حضرت سقا شد....
چه لیاقتی داره این محمود...

نویسنده : ن حسینی
تاریخ : سه شنبه بیست و پنجم مهرماه سال 1391
نظرات
وقتی بر می گردی
هیچ حرفی نمی توانی بزنی...

فقط اینکه
انگار این سفر فقط برای ترجمه یک کلمه بود...
" مظلـــوم"  ...



نویسنده : ن حسینی
تاریخ : شنبه پانزدهم مهرماه سال 1391
نظرات


آدم
باورش نمیشه.
.
.
.
.
خیلی حرف داشتم
برای نوشتن..
خیلی ..
ولی حالا
اینقدر دیر شده
که باید
مینیمال ترین جمله رو گفت..
ساده ترین شو..


حلال کنید..
تا چند ساعت دیگه نایب الزیاره همه هستم ان شالله..
کربلا..



هرکار کردم
نشد بغضمو بخورم..
دم خداحافظی 
زدم زیر گریه..
کار ما این روزها شده گریه..
حتی این چشم های کویری...

نویسنده : ن حسینی
تاریخ : پنجشنبه سیزدهم مهرماه سال 1391
نظرات
رهبر انقلاب در جریان سفر اخیرشان به نوشهر در بیاناتی با اشاره به آیاتی از كلام‌الله مجید فرمودند: «وقتى از كار فراغت پیدا كردى، یعنى كارت تمام شد، تازه قامت راست كن، یعنى شروع كن به كار بعدى؛ توقف وجود ندارد». به همین مناسبت پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR كلیپ صوتی «توقف ممنوع» را با استفاده از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در نوشهر و حرم امام خمینی رحمه‌اللهمنتشر كرد.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/home/1391/1391071019256a676.jpg
بعضى درختها سرحالند، بانشاطند، شادابند؛ ده سال، بیست سال، سى سال بیشتر عمر نمیكنند، بعد پوك میشوند. پوك كه شدند، احتیاج ندارد كه كسى زحمت بكشد براى انداختن آنها، یك باد تندى كه بیاید، سرنگون میشوند، از كمر میشكنند؛ اما درختى كه استعداد ماندن دارد، داراى این قدرت و ظرفیت هست كه بماند، شما مى‌بینید دو قرن، سه قرن از عمر این درخت میگذرد، سرسبزى او از روز اولى كه برگ كرده، بیشتر است و كمتر نیست، نشاط او در بهار، درختهاى دیگر را هم تحت تأثیر قرار میدهد. «تؤتى اكلها كلّ حین باذن ربّها».
‫هیچ وقت هم نباید خسته بشویم. شنفتید آیه‌ى قرآن را «فاذا فرغت فانصب»؛ وقتى از كار فراغت پیدا كردى، یعنى كارت تمام شد، تازه قامت راست كن، یعنى شروع كن به كار بعدى؛ توقف وجود ندارد.
۱۳۹۱/۰۶/۲۸‬

در راه پیشرفت، توقف ممنوع است؛ خودشگفتى ممنوع است؛ غفلت ممنوع است؛ اشرافیگرى ممنوع است؛ لذت‌جوئى ممنوع است؛ به فكر جمع كردن زخارف دنیا افتادن، براى مسئولین ممنوع است. با این ممنوعیتهاست كه میتوانیم به قله برسیم. ما داریم در دامنه حركت میكنیم. ما هنوز به قله نرسیده‌ایم؛ با آن فاصله داریم. آن روزى كه ملت ایران به قله برسد، دشمنى‌ها تمام خواهد شد. آن روزى كه ملت ایران به قله برسد، معارضه‌هاى خباثت‌آلود به پایان خواهد رسید. ما تا آن روز فاصله داریم. حركت را باید بى‌وقفه ادامه دهیم.
 ‫۱۳۹۱/۰۳/۱۴‬

مرتبط با: دلمشغولی ها ,
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : شنبه هشتم مهرماه سال 1391
نظرات
ثبت نام که انجام شد
از بانک که زدم بیرون
.
.
دست خودم نبود
رو به قبله وایسادم
چند دقیقه
وسط خیابون
سلام میدادم و حرف میزدم..
.
.
به خودم که اومدم
مسافرکش ها
بوق میزدن و از کنارم رد میشدن..
.
.
حواسم به دنیای اونا نبود..
یه دنیای دیگه ای جلوی روی من بود..


مرتبط با: با کاروان نیزه ,

 
 
.
.
راوی! بخوان به نام تجلی، به نام نور

************************

خدایا از زبان امام صادق (علیه السلام) شنیدم
كه به داود(علیه السلام)وحی فرمودی :

" به من شاد باش و با یاد من سرخوشی کن و از نعمت مناجات با من برخوردار شو. "

خدایا خودت می دانی من نه داودم و نه حتی در حد بند كفش آن بزرگوار (هرچند مدل كفششان را هم نمی دانم!)

و اگر این نكته های ناب فقط برای آن هاست، پس چرا صدای خودت را به گوش بقیه می رسانی؟!

و اگر با ما هم هستی پس منم می خوام

می خوام با تو شاد باشم و به خاطر تو سرخوشی کنم و از نعمت مناجاتت برخوردار باشم

خدایا نگاه كن، این دفعه جدی گفتم!

منم می خوام...

************************

گر کوه ها متزلزل شوند، تو پایدار بمان.
دندان ها را به هم بفشر و سرت را به عاریت به خداوند بسپار
و پای ها، چونان میخ در زمین استوار کن
و تا دورترین کرانه های میدان نبرد را زیر نظر گیر
و صحنه های وحشت خیز را نادیده بگیر
و بدان که پیروزی وعده خداوند سبحان است.
نهج البلاغه خطبه 11

************************

اگر بمانیم ، میگندیم.

************************
دل های مؤمنان که به هم وصل می شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند."

************************

" هیچ موجودی از هیچ موجود دیگری راضی نمی‌شود، مگر به وساطت مقام امام هشتم؛ هیچ انسانی به هیچ توفیقی دست نمی یابد و خوشحال نمی شود، مگر به وساطت مقام رضوان رضا (سلام الله علیه)؛ و هیچ نفس مطمئنه ای به مقام راضی و مَرضی بار نمی‌یابد، مگر به وساطت مقام امام رضا! او نه چون به مقام رضا رسیده است، به این لقب ملقّب شده است! بلکه چون دیگران را به این مقام می‌رساند، ملقّب به رضا شد.

اهداف جزئی هم مشمول این اصل کلّی است. اگر کسی در کارهای جزئی موفق شد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به برکت امام رضا(ع) است. اگر فرزندی کوشید، رضای پدر و مادر را فراهم کرد؛ چه بداند و چه نداند، به وساطت مقام امام رضا(ع) است. و اگر عالم حوزوی یا اندیشور دانشگاهی به مقام علم و دانش بار یافت و بر کُرسی استادی تکیه زد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به وساطت مقام ایشان است."

آیت الله جوادی آملی


************************

بهم فحش بدید ولی فینگیلیش نظر نذارید.
نه میخونم، نه منتشر میکنم!!


************************
با خودم خیلی فکر کردم.
دیدم زبان سرخم سرم را به باد میدهد. چه سرم سبز باشه چه نارنجی چه هر رنگ دیگری..
حتی وقتی مینویسم هم هزار بار کلمات را کاوش میکنم.. و مدام با پاکن های دیجیتالی روی صفحه های نور عصر سرعت ویراژ میدهم..
عاقبت به این نتیجه رسیدم که دهانم را مهر کنم و قلم را زنجیر کنم که هرچه خواست ننویسد.. و بیشتر از اینها به آنچه میدانم عمل کنم..
بلکه خدا فرجی کرد و داشته هایم را به دانسته هایم نزدیکتر کرد..
و از همه ی آنها که مرا به قدر هجایی میشناسند ملتمس دعا هستم که خدا در این راه در حقم عمل کند..
باشد که عقلم را عاشق و عشقم را عاقل کند..
و بعدش را خودش میداند..
خواه بسوزاند..
خواه دوا کند..
که سوختن را حلاوتی دیگر است...
.
.


ن حسینی