تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : دوشنبه یازدهم آذرماه سال 1392
نظرات
چند روز پیش از یکی از شبکه های تلویزیون
یک همایشی پخش شد به اسم همایش پیشتازان رجعت به حجاب برتر.
این همایش قبلا توی یکی از ابلاغیات سازمان بسیج جا میگرفت به اسم چهره به چهره.
که مثلا می آمدند و آدم های چادری را شناسایی میکردند و ازشان چهره به چهره میپرسیدند که چرا چادری شدند؟!
بعد ازشان تقدیر و تشکر میکردند که حجاب برتر را انتخاب کرده اند.

این کار، کار بدی نیست
ولی به نظر حقیر این دست همایش ها در حال حاضر ، برای بسیج نه ضرورت دارد و نه اولویت.

توی خاطرات نسل های اول انقلاب هست که
آن اوایل که بسیج تشکیل شد
اصلا خبری از این همایش بازی ها نبود.
اصلا بسیج اهل همایش نبود..
بسیج اهل جهاد و عمل بود..
اهل کار جهادی و رضای خدا..
اهل راه انداختن کار خلق خدا..

آن روز که امنیت محله در خطر بود، بسیج امنیت محله را تامین میکرد..
آن روز که وقت درو محصول کشاورزان بود، میرفت کمک آنها..
اگر دهی معلم نداشت، میرفت یا برای آن ده معلم جور میکرد یا از بچه های بسیج آنکه توانایی اش را داشت، معلم آنجا میشد..
گره ی کار مردم را باز میکرد..
وقت جنگ میجنگید ..
پشت جبهه هم کمک میکرد به رزمنده ها و خانواده هایشان..
خلاصه
بسیج توی بطن جامعه بود!

الان ولی
بسیج محصور شده لای ابلاغیات سازمان بسیج.
لای همایش ها و جشنواره ها..
لای یک مشت کار بی خود و بی بازده..

بعضی از بچه های بسیج هم که کلا دچار توهم شده اند!
عرصه ها را با هم عوضی میگیرند..
به جای رحما بینهم، اشدا بینهم اند ..
بجای گوش به کلام مولا بودن ، گوش به فرمان زید و عَمر اند..

بعضی ها شان فکر میکنند فقط شستن دستشویی های جنوب برای رضای خداست و ثواب دارد.
یا فقط باید آشغال های گلزار شهدا را جمع کنند و یا آشغال های اردوگاه ها و کمپ های راهیان نور را!
و خودشان در شهر برای برگزاری ساده ترین همایش هایشان میشوند منبع تولید آشغال.. و گور بابای رفتگر شهرداری..

نمیدانم چرا قشر زیادی از بسیجی ها شده اند مثل بعضی از این مسئولین؛ فرمایشی و بی خاصیت!

توی خاطرات همسران شهدا
از شهید بابایی و شهید آبشناسان هست که
هرجا میرفتند آشغال های آن اطراف را جمع میکردند..
کلا یک طرح پاکسازی محیط انجام میدادند.

البته این کار الان دیگر در شان بعضی بسیجی ها و البته برخی مسئولین شان نیست!
شان آنها اجازه ی چنین حرکت های جهادی ای به آنها نمیدهد..

اگر کاری هم بکنند باید در قالب ابلاغیه باشد 
و هزار تا هم عکس بگیرند که ما این کار را کردیم 
و بعد هم همایش ش را برگزار کنند!!

تا وقتی نگاه بسیج، همایشی و ابلاغیه ای ست، و جذب به سبکِ ...... (غیرقابل ذکر!) راه به جایی نمیبرد..

قرار ما با پیر جماران این بود
که بسیج، مدرسه عشق باشد..
و لشکر مخلص خدا..

عشق با ابلاغیه پیش نمیرود..
و البته با همایش های بی خاصیت..


بخوانید آنچه مولای ما از فرهنگ بسیجی توقع دارد:







نظر خصوصی یکی از دوستان، که با اجازه ازش منتشر میکنم.


نرگس
دوشنبه 11 آذر 92 22:54



































توی اردوی مشهد امسال تمام تصوراتم از بسیج و تشکل هایی که می توانم دوستشان داشته باشم به هم ریخت. بلند شدیم و ایستادیم و اعتراض کردیم که آخر این نحوه برخورد آن هم توی طرح شجره طیبه صالحین درست است؟ خانم آمد و گفت : طرح صالحین اردوی جذب نیست که نگران آدم ها باشیم. آدم هایی که آورده ایم به خیال ما اصل قضیه را گرفته اند و آمده اند برای تربیت.اما اشتباه میکردیم و با یک سری آدم فلان و بهمان روبرو شدیم.
نمی دانم آن روز که رفتند پیش آقا، گزارش دادند که بعد از اردوی جذب،خنده و تفریح و ادب را گذاشتیم کنار و با اشد مجازات با بچه ها برخورد کردیم یا نه؟ نمی دانم گفتند ما به بچه ها دروغ هم میگفتیم با وضوح بالا برای اینکه کارها راه بگیرد؟بعد بهانه هم آوردند که مثلا شوخی بود البته ها! یا اگر فلان ناسزا را گفتیم مزاح فرمودیم با بچه های طرح صالحین که جنبه هم دارند؟ گفتند چه گندی زدند به حق الناس و چه گندی زدند به طرح صالحین؟گفتند همان خانم فلان آن قدر داد زد و توهین کرد که مسئول بسیج ما جابجا زد زیر گریه و گفت فقط بلیت بگیرید من بر میگردم؟ 
دوست داشتم آن جا می بودم و ببینم چه دروغ ها برای آقا سر هم می کنند ؟ می خواهند تا چشمشان به جمال ثریا روشن شود دروغ بگویند؟ یا از چشم های آقا خجالت می کشند؟
هنوز هم دلم پیش اردوست. خوب کاری کردند مشهد را برای طرح انتخاب کردندو خوبیش این است بعدها که مرورش می کنی، تمام اشتباه ها به یک سری جمله تبدیل می شوند و دیگر مهم نیست که آدمهایی که ادعای سیر مطالعاتی شهید مطهری را دارند و هزاران سال بسیج فعال بوده اند و به خیال واهی خودفقط خودشان چهارکتاب خوانده اند و علامه شده اند، چند شاخه،چند جوانه، چند نیت حتی، برای این شجره درست کردند؟آدم هایی که من را نخاله جامعه میدانستند که عمرش جز به بطالت نگذشته،شب قبل خوابشان به دروغ هایشان،به حق الناس،به توهین ها، بدخلقی ها و ناسازگاری هایشان هم فکر می کردند؟
خوب کردند روز آخری بیرق گبند طلا را آوردند و کشیدند روی سرمان و نائب فرستادند کربلا. روحیه ایرانی پایان بد را نمی پسندد و نمی پذیرد. این را از داستان ها و فیلمهایش میشود فهمید.ما هم خود را زدیم به حلالیت،مهم هم نبود.
اما حقیقتا دلم هنوز توی تشکل هاست. 
همه ما ایراد ها را می دانیم اما عجیب است که از دست هیچ کس انگار کاری ساخته نیست...

برخی گفتند که مگر بسیج کار جهادی ندارد..
اتفاقا بسیج سازندگی هم داریم.
ولی بسیار کم ند.
و بروبچه های جهادی در شرایط بسیار سختی کار میکنند. نه از نظر منطقه ی محروم.
بلکه از نظر نگاه های تنگ بسیاری از مسئولین در همین بسیج..

ولی آنچه مورد بحث است
تفکر غالب بسیجی هاست
بدنه ی بسیج از نظر سطح تفکر ضعیف شده..


مرا کیفیت چشم تو کافیست
فاطمه سادات چهارشنبه سیزدهم آذرماه سال 1392 02:22 بعد از ظهر
تواین هوای پاییزی ...........چقدر اهنگ وبت می چسبه
 
 
.
.
راوی! بخوان به نام تجلی، به نام نور

************************

خدایا از زبان امام صادق (علیه السلام) شنیدم
كه به داود(علیه السلام)وحی فرمودی :

" به من شاد باش و با یاد من سرخوشی کن و از نعمت مناجات با من برخوردار شو. "

خدایا خودت می دانی من نه داودم و نه حتی در حد بند كفش آن بزرگوار (هرچند مدل كفششان را هم نمی دانم!)

و اگر این نكته های ناب فقط برای آن هاست، پس چرا صدای خودت را به گوش بقیه می رسانی؟!

و اگر با ما هم هستی پس منم می خوام

می خوام با تو شاد باشم و به خاطر تو سرخوشی کنم و از نعمت مناجاتت برخوردار باشم

خدایا نگاه كن، این دفعه جدی گفتم!

منم می خوام...

************************

گر کوه ها متزلزل شوند، تو پایدار بمان.
دندان ها را به هم بفشر و سرت را به عاریت به خداوند بسپار
و پای ها، چونان میخ در زمین استوار کن
و تا دورترین کرانه های میدان نبرد را زیر نظر گیر
و صحنه های وحشت خیز را نادیده بگیر
و بدان که پیروزی وعده خداوند سبحان است.
نهج البلاغه خطبه 11

************************

اگر بمانیم ، میگندیم.

************************
دل های مؤمنان که به هم وصل می شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند."

************************

" هیچ موجودی از هیچ موجود دیگری راضی نمی‌شود، مگر به وساطت مقام امام هشتم؛ هیچ انسانی به هیچ توفیقی دست نمی یابد و خوشحال نمی شود، مگر به وساطت مقام رضوان رضا (سلام الله علیه)؛ و هیچ نفس مطمئنه ای به مقام راضی و مَرضی بار نمی‌یابد، مگر به وساطت مقام امام رضا! او نه چون به مقام رضا رسیده است، به این لقب ملقّب شده است! بلکه چون دیگران را به این مقام می‌رساند، ملقّب به رضا شد.

اهداف جزئی هم مشمول این اصل کلّی است. اگر کسی در کارهای جزئی موفق شد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به برکت امام رضا(ع) است. اگر فرزندی کوشید، رضای پدر و مادر را فراهم کرد؛ چه بداند و چه نداند، به وساطت مقام امام رضا(ع) است. و اگر عالم حوزوی یا اندیشور دانشگاهی به مقام علم و دانش بار یافت و بر کُرسی استادی تکیه زد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به وساطت مقام ایشان است."

آیت الله جوادی آملی


************************

بهم فحش بدید ولی فینگیلیش نظر نذارید.
نه میخونم، نه منتشر میکنم!!


************************
با خودم خیلی فکر کردم.
دیدم زبان سرخم سرم را به باد میدهد. چه سرم سبز باشه چه نارنجی چه هر رنگ دیگری..
حتی وقتی مینویسم هم هزار بار کلمات را کاوش میکنم.. و مدام با پاکن های دیجیتالی روی صفحه های نور عصر سرعت ویراژ میدهم..
عاقبت به این نتیجه رسیدم که دهانم را مهر کنم و قلم را زنجیر کنم که هرچه خواست ننویسد.. و بیشتر از اینها به آنچه میدانم عمل کنم..
بلکه خدا فرجی کرد و داشته هایم را به دانسته هایم نزدیکتر کرد..
و از همه ی آنها که مرا به قدر هجایی میشناسند ملتمس دعا هستم که خدا در این راه در حقم عمل کند..
باشد که عقلم را عاشق و عشقم را عاقل کند..
و بعدش را خودش میداند..
خواه بسوزاند..
خواه دوا کند..
که سوختن را حلاوتی دیگر است...
.
.


ن حسینی
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic