تبلیغات
مهرازی - مرا به باده چه حاجت ..
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : پنجشنبه هفدهم دیماه سال 1394
نظرات
چندتا از رفقا
و چند نفر از فک و فامیل رفقای بسیار عزیز
امروز تولدشونه..

از صبح
هر چی با خودم کلنجار رفتم یه بیت شعر نثارشون کنم
شعردونم خالی خالی بود..
یعنی هرچی فکر کردم
ته ش هیچی واسه اونا نبود..

این روزها
شعرها ناگهانی
توی مخم میدوند
و نمیتوانم جلوی دویدن شان را بگیرم.
شعرهایی که هیچ ربطی به موضوع فعلی ندارند..
شعرهایی که غالباً مغمومند و دلتنگ..

شعر
حال درونی آدم هاست
و من وقتی حال ته دلم
به حال سر دلم نمیخورد
چطور باید توقع کنم که از او واژه ای بدمد که شاد و شنگول باشد..!

شنگولی
گم کرده ای است
که هیچ وقت کسی را برای پیدا کردنش نفرستادم..

شنگولی
چیزی است که با آب شنگولی هم به دست نمی آید..
حتی اگر حبه های انگور اصل داشته باشی..


شنگولی حالی است
که خودش برمیگردد.. اگر حال من خوش باشد..

شاید باورش سخت باشد
ولی آدمهای له شده ی راهیان سال نود، 
شنگول ترین لحظات عمرشان را در کنار هم گذراندند..


مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم..


مرا کیفیت چشم تو کافیست
....صادقی جمعه هجدهم دیماه سال 1394 10:18 قبل از ظهر
گاهی وقتا خدا یه توانی میده به آدم
دلت و سر وته میکنی و با اون نیرویی که خدا بهت داده ضد شنگولی ها رو از دلت بیرون میکنی...
تلاش میکنی که شنگول باشی و دیگران رو شنگول کنی...
مثلا با تبریک تولد یه کسی که خیلی برات مهمه ولی این ایام چندان دل خوشی ازش نداری...
پا روهمه ی دلخوری هات میذاری و قدم اول و برمیداری...
خیلی هم شاد و شنگولی از حالت..
ولی وقتی از روت رد میشن و درست و دقیق و صاااف میزنن تو برجک شنگولی هات...
اونوقت دیگه باید بری از خدا بخوای توان دوباره بهت عنایت کنه!

التماس دعا
ن حسینی پاسخ داد:
سید به ما گفت
اگر برای خدا کار کنید خدا همون کم رو برکت میده.
پس مهم نیست برجک ت توی چه وضعی قرار میگیره..
اینو اول به خودم میگم..
کمالستان پنجشنبه هفدهم دیماه سال 1394 11:03 بعد از ظهر
سلام
اسم مستخدم دبستان ما آقای شنگولی بود.
که یکی از دوستام به دلیل ناشناخته بخاطر اسمش ازش میترسید!
با اینکه مرد مهربونی بود...


(نه دیگه، دقت نکردین! آدرس وبلاگم چه میدرخشه!!
ماشاءالله.ماشاءالله.)
ن حسینی پاسخ داد:
واقعا خدا قوت..
آمدی جانش به قربانت ولی حالا چرا...؟!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
 
.
.
راوی! بخوان به نام تجلی، به نام نور

************************

خدایا از زبان امام صادق (علیه السلام) شنیدم
كه به داود(علیه السلام)وحی فرمودی :

" به من شاد باش و با یاد من سرخوشی کن و از نعمت مناجات با من برخوردار شو. "

خدایا خودت می دانی من نه داودم و نه حتی در حد بند كفش آن بزرگوار (هرچند مدل كفششان را هم نمی دانم!)

و اگر این نكته های ناب فقط برای آن هاست، پس چرا صدای خودت را به گوش بقیه می رسانی؟!

و اگر با ما هم هستی پس منم می خوام

می خوام با تو شاد باشم و به خاطر تو سرخوشی کنم و از نعمت مناجاتت برخوردار باشم

خدایا نگاه كن، این دفعه جدی گفتم!

منم می خوام...

************************

گر کوه ها متزلزل شوند، تو پایدار بمان.
دندان ها را به هم بفشر و سرت را به عاریت به خداوند بسپار
و پای ها، چونان میخ در زمین استوار کن
و تا دورترین کرانه های میدان نبرد را زیر نظر گیر
و صحنه های وحشت خیز را نادیده بگیر
و بدان که پیروزی وعده خداوند سبحان است.
نهج البلاغه خطبه 11

************************

اگر بمانیم ، میگندیم.

************************
دل های مؤمنان که به هم وصل می شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند."

************************

" هیچ موجودی از هیچ موجود دیگری راضی نمی‌شود، مگر به وساطت مقام امام هشتم؛ هیچ انسانی به هیچ توفیقی دست نمی یابد و خوشحال نمی شود، مگر به وساطت مقام رضوان رضا (سلام الله علیه)؛ و هیچ نفس مطمئنه ای به مقام راضی و مَرضی بار نمی‌یابد، مگر به وساطت مقام امام رضا! او نه چون به مقام رضا رسیده است، به این لقب ملقّب شده است! بلکه چون دیگران را به این مقام می‌رساند، ملقّب به رضا شد.

اهداف جزئی هم مشمول این اصل کلّی است. اگر کسی در کارهای جزئی موفق شد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به برکت امام رضا(ع) است. اگر فرزندی کوشید، رضای پدر و مادر را فراهم کرد؛ چه بداند و چه نداند، به وساطت مقام امام رضا(ع) است. و اگر عالم حوزوی یا اندیشور دانشگاهی به مقام علم و دانش بار یافت و بر کُرسی استادی تکیه زد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به وساطت مقام ایشان است."

آیت الله جوادی آملی


************************

بهم فحش بدید ولی فینگیلیش نظر نذارید.
نه میخونم، نه منتشر میکنم!!


************************
با خودم خیلی فکر کردم.
دیدم زبان سرخم سرم را به باد میدهد. چه سرم سبز باشه چه نارنجی چه هر رنگ دیگری..
حتی وقتی مینویسم هم هزار بار کلمات را کاوش میکنم.. و مدام با پاکن های دیجیتالی روی صفحه های نور عصر سرعت ویراژ میدهم..
عاقبت به این نتیجه رسیدم که دهانم را مهر کنم و قلم را زنجیر کنم که هرچه خواست ننویسد.. و بیشتر از اینها به آنچه میدانم عمل کنم..
بلکه خدا فرجی کرد و داشته هایم را به دانسته هایم نزدیکتر کرد..
و از همه ی آنها که مرا به قدر هجایی میشناسند ملتمس دعا هستم که خدا در این راه در حقم عمل کند..
باشد که عقلم را عاشق و عشقم را عاقل کند..
و بعدش را خودش میداند..
خواه بسوزاند..
خواه دوا کند..
که سوختن را حلاوتی دیگر است...
.
.


ن حسینی