تبلیغات
مهرازی - اربعین و تمهیدات کنسولی
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : یکشنبه دوم فروردینماه سال 1394
نظرات
حال و هوای اربعین که فضای مملکت رو پر میکند پچ پچ ه های رفتن شروع میشود.. و خیلی ها که مدتهاست ثانیه شماری میکنند برای این روزها، بی تابانه دنبال کارهای رفتن شان میدوند.. امسال حسابی تلویزیون سنگ تمام گذاشته از سکوت خبری مسیر.. و باز دم شبکه های اجتماعی گرم که بار این کم کاری برنامه ریزی شده را به دوش میکشند.. با توجه به اینکه مبلغ روادید بین ۳۰تا۴۰ دلار اعلام شده ولی بازار داغ دلالی به اربعین سیدالشهدا هم باز شده.. نمیدانم چه عزمی هست که امسال حال آنها که دخل و خرج شان به هم نمیخورد را بگیرند و حتما روادید بگیرند.. چه شد که دول اروپایی که نه حماسه هایی از این دست دارند ونه باورهای دینی عمیقی بین شان است، مرزهایشان را فراخ کردند و اجازه دادند آدمها با یک ویزای شینگن به راحتی کل اروپا را بگردند ولی ما که داستانی عظیم چون اربعین را در برنامه ی دینی کشورمان داریم برای یک ماه در سال نمیتوانیم چنین قراردادی بین دو کشور اجرا کنیم... حالا کم توفیق ها هیچ... ولی خیلی سخت است که بخاطر سوراخی ته جیب زایر کربلا نباشی... آقا خواسته بود تسهیل شود این حماسه.. فقط ساختن گیت عبوری و موکب که تسهیلات نیست.. آقای ظریف، فدای لبخندت، خیلی ها غصه میخورند که جیب شان به قدر ویزای این سفر وسعت ندارد.. برای یک ماه در سال با عراقی ها بیشتر برادر باشیم.. چه میشود؟ شما راه ش را تسهیل کن.. زایرها دعایت خواهند کرد.. . . پ.ن: یک عده مردم بامعرفت دارند پول جمع میکنند برای آنها که نمیتوانند پول سفرشان را بدهند.. شما هم اگر دستتان میرسد یاری کنید این جهاد عشقی را..

مرا کیفیت چشم تو کافیست
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
 
.
.
راوی! بخوان به نام تجلی، به نام نور

************************

خدایا از زبان امام صادق (علیه السلام) شنیدم
كه به داود(علیه السلام)وحی فرمودی :

" به من شاد باش و با یاد من سرخوشی کن و از نعمت مناجات با من برخوردار شو. "

خدایا خودت می دانی من نه داودم و نه حتی در حد بند كفش آن بزرگوار (هرچند مدل كفششان را هم نمی دانم!)

و اگر این نكته های ناب فقط برای آن هاست، پس چرا صدای خودت را به گوش بقیه می رسانی؟!

و اگر با ما هم هستی پس منم می خوام

می خوام با تو شاد باشم و به خاطر تو سرخوشی کنم و از نعمت مناجاتت برخوردار باشم

خدایا نگاه كن، این دفعه جدی گفتم!

منم می خوام...

************************

گر کوه ها متزلزل شوند، تو پایدار بمان.
دندان ها را به هم بفشر و سرت را به عاریت به خداوند بسپار
و پای ها، چونان میخ در زمین استوار کن
و تا دورترین کرانه های میدان نبرد را زیر نظر گیر
و صحنه های وحشت خیز را نادیده بگیر
و بدان که پیروزی وعده خداوند سبحان است.
نهج البلاغه خطبه 11

************************

اگر بمانیم ، میگندیم.

************************
دل های مؤمنان که به هم وصل می شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند."

************************

" هیچ موجودی از هیچ موجود دیگری راضی نمی‌شود، مگر به وساطت مقام امام هشتم؛ هیچ انسانی به هیچ توفیقی دست نمی یابد و خوشحال نمی شود، مگر به وساطت مقام رضوان رضا (سلام الله علیه)؛ و هیچ نفس مطمئنه ای به مقام راضی و مَرضی بار نمی‌یابد، مگر به وساطت مقام امام رضا! او نه چون به مقام رضا رسیده است، به این لقب ملقّب شده است! بلکه چون دیگران را به این مقام می‌رساند، ملقّب به رضا شد.

اهداف جزئی هم مشمول این اصل کلّی است. اگر کسی در کارهای جزئی موفق شد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به برکت امام رضا(ع) است. اگر فرزندی کوشید، رضای پدر و مادر را فراهم کرد؛ چه بداند و چه نداند، به وساطت مقام امام رضا(ع) است. و اگر عالم حوزوی یا اندیشور دانشگاهی به مقام علم و دانش بار یافت و بر کُرسی استادی تکیه زد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به وساطت مقام ایشان است."

آیت الله جوادی آملی


************************

بهم فحش بدید ولی فینگیلیش نظر نذارید.
نه میخونم، نه منتشر میکنم!!


************************
با خودم خیلی فکر کردم.
دیدم زبان سرخم سرم را به باد میدهد. چه سرم سبز باشه چه نارنجی چه هر رنگ دیگری..
حتی وقتی مینویسم هم هزار بار کلمات را کاوش میکنم.. و مدام با پاکن های دیجیتالی روی صفحه های نور عصر سرعت ویراژ میدهم..
عاقبت به این نتیجه رسیدم که دهانم را مهر کنم و قلم را زنجیر کنم که هرچه خواست ننویسد.. و بیشتر از اینها به آنچه میدانم عمل کنم..
بلکه خدا فرجی کرد و داشته هایم را به دانسته هایم نزدیکتر کرد..
و از همه ی آنها که مرا به قدر هجایی میشناسند ملتمس دعا هستم که خدا در این راه در حقم عمل کند..
باشد که عقلم را عاشق و عشقم را عاقل کند..
و بعدش را خودش میداند..
خواه بسوزاند..
خواه دوا کند..
که سوختن را حلاوتی دیگر است...
.
.


ن حسینی