تبلیغات
مهرازی - هر کی تک بی یا ره اون اول می پ ره......
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : پنجشنبه بیست و هشتم آبانماه سال 1394
نظرات
آره کمال جان
هر کی تک بیاره میپره..
ولی کیه که طاقت تک آوردن رو داشته باشه..
.
.
مرد رو بالاخره رفتیم دیدیم..
یعنی بردنمون..
مثل یه راهیان نورر..
مثل یه عرفه..
حتی مثل کربلا..
بردنمون..

با پایی که پیش نمیرفت برای دیدار..
بعد از چند مرحله بازرسی رسیدیم به اتاق ش..
با خودم مرور میکردم این سالهایی که میشناختمش رو..
اگر فقط قدر همین چند سال که من میشناختمش دردهاش رو میشمردم
کافی بود برای اینکه ظرف پریدن رو حس کنم..
یه راهرو ی کوتاه بود تا اصل اتاق
و توی اتاق یه مرد با همه ی صلابت ش 
با دو تا پای فیکس شده
با یه کتف آش و لاش
با دو تا دست سوخته
با همون لبخند پدرانه ی همیشگی ش - که واسه ما هیچوقت تم فرماندهی به خودش نگرفت-
با یه عینک نمره بالا
به سختی نشسته بود
و با محبت به ما نگاه میکرد..


همه اون مدت زبونم لال شده بود..
دلم میخواست فقط ببینم و بشنوم..
مبادا لحظه ای از دست بره..
همه ی بغض مو تا الان که چند روز میگذره توی گلو م حبس کردم..
نکنه یه لحظه از اشک ناراحت بشه..


واسه ی تک شدن و پریدن
باید تک بشی..
یعنی همه برن
تو بمونی..
تک و تنها..
تک..

معنی تک شدن 
قبلا برام چیزی شبیه حال شهید شیرودی بود..
چیزی شبیه حال شهید دستواره..
وقتی همه برن
تو بمونی
و بعد ملتمسانه به خدا بگی
منو نمیبری؟

حالا معنی تک شدن
توی مرد به وضوح قابل رؤیت بود..
ولی
آدمیزاد هیچ وقت نمیدونه خدا براش چی مقدر میکنه..
اونی که صبر میکنه
قبول میشه..
ولی توی این لحظه
به قول استاد، اونکه شکر میکنه، 
شاگرد ممتاز ه..
بامعرفته..

من فکر میکنم
فقط شاگرد ممتازا تک میشن..
فقط شاگرد ممتازا میپرن..


من نمیدونم چه جور شاگردی ام؟


امیدوارم تو شاگرد ممتاز ه بشی..




مرتبط با: دلمشغولی ها ,
مرا کیفیت چشم تو کافیست
کمالستان پنجشنبه بیست و هشتم آبانماه سال 1394 12:03 بعد از ظهر
ولی به نظر من تک اوردن یعنی همه نرفته تو تک شی...
حتی اگه همه باشن ، تو بری...
مثل محسن کمالی.

هرچند این حرف ها لقمه ی بزرگ تر از دهنمه . آخه تجدیدی و چه به این حرفا! واللا!!!
ن حسینی پاسخ داد:
اونم یه جورشه..
.
.
.
پس من کلا باید برم توی افق..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
 
.
.
راوی! بخوان به نام تجلی، به نام نور

************************

خدایا از زبان امام صادق (علیه السلام) شنیدم
كه به داود(علیه السلام)وحی فرمودی :

" به من شاد باش و با یاد من سرخوشی کن و از نعمت مناجات با من برخوردار شو. "

خدایا خودت می دانی من نه داودم و نه حتی در حد بند كفش آن بزرگوار (هرچند مدل كفششان را هم نمی دانم!)

و اگر این نكته های ناب فقط برای آن هاست، پس چرا صدای خودت را به گوش بقیه می رسانی؟!

و اگر با ما هم هستی پس منم می خوام

می خوام با تو شاد باشم و به خاطر تو سرخوشی کنم و از نعمت مناجاتت برخوردار باشم

خدایا نگاه كن، این دفعه جدی گفتم!

منم می خوام...

************************

گر کوه ها متزلزل شوند، تو پایدار بمان.
دندان ها را به هم بفشر و سرت را به عاریت به خداوند بسپار
و پای ها، چونان میخ در زمین استوار کن
و تا دورترین کرانه های میدان نبرد را زیر نظر گیر
و صحنه های وحشت خیز را نادیده بگیر
و بدان که پیروزی وعده خداوند سبحان است.
نهج البلاغه خطبه 11

************************

اگر بمانیم ، میگندیم.

************************
دل های مؤمنان که به هم وصل می شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند."

************************

" هیچ موجودی از هیچ موجود دیگری راضی نمی‌شود، مگر به وساطت مقام امام هشتم؛ هیچ انسانی به هیچ توفیقی دست نمی یابد و خوشحال نمی شود، مگر به وساطت مقام رضوان رضا (سلام الله علیه)؛ و هیچ نفس مطمئنه ای به مقام راضی و مَرضی بار نمی‌یابد، مگر به وساطت مقام امام رضا! او نه چون به مقام رضا رسیده است، به این لقب ملقّب شده است! بلکه چون دیگران را به این مقام می‌رساند، ملقّب به رضا شد.

اهداف جزئی هم مشمول این اصل کلّی است. اگر کسی در کارهای جزئی موفق شد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به برکت امام رضا(ع) است. اگر فرزندی کوشید، رضای پدر و مادر را فراهم کرد؛ چه بداند و چه نداند، به وساطت مقام امام رضا(ع) است. و اگر عالم حوزوی یا اندیشور دانشگاهی به مقام علم و دانش بار یافت و بر کُرسی استادی تکیه زد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به وساطت مقام ایشان است."

آیت الله جوادی آملی


************************

بهم فحش بدید ولی فینگیلیش نظر نذارید.
نه میخونم، نه منتشر میکنم!!


************************
با خودم خیلی فکر کردم.
دیدم زبان سرخم سرم را به باد میدهد. چه سرم سبز باشه چه نارنجی چه هر رنگ دیگری..
حتی وقتی مینویسم هم هزار بار کلمات را کاوش میکنم.. و مدام با پاکن های دیجیتالی روی صفحه های نور عصر سرعت ویراژ میدهم..
عاقبت به این نتیجه رسیدم که دهانم را مهر کنم و قلم را زنجیر کنم که هرچه خواست ننویسد.. و بیشتر از اینها به آنچه میدانم عمل کنم..
بلکه خدا فرجی کرد و داشته هایم را به دانسته هایم نزدیکتر کرد..
و از همه ی آنها که مرا به قدر هجایی میشناسند ملتمس دعا هستم که خدا در این راه در حقم عمل کند..
باشد که عقلم را عاشق و عشقم را عاقل کند..
و بعدش را خودش میداند..
خواه بسوزاند..
خواه دوا کند..
که سوختن را حلاوتی دیگر است...
.
.


ن حسینی