تبلیغات
مهرازی
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : چهارشنبه بیست و ششم آبانماه سال 1395
نظرات
از انقلاب به جنگ
از جنگ به راهیان
از راهیان به خادمی
از خادمی راهیان به خادمی زائرین اربعین
از خادمی اربعین به مدافعین حرم
از مدافعین حرم به دفاع از حریم دین در هر نقطه از عالم..
ان شاالله این سلسله به پارکابی حضرت صاحب عج ختم بشه..
من به این سلسله و این جمعیت میلیونی اربعین امید بستم..
ان شاالله خدا به این کم، برکت میده..

نویسنده : ن حسینی
تاریخ : پنجشنبه سیزدهم آبانماه سال 1395
نظرات
#کولیک #درد #دل است، دردی که #بیماری نیست..
درد تکامل دستگاه #گوارش است..
#خاتون کوچک ما کولیک دارد..
و شب ها هر سه تایی و گاهی دو تایی، #هیئتی داریم به نفس پرسوز #خانم کوچک #خانه..
او با سوز و گداز میگوید #رشد و #تکامل، گاهی درد دارد..
دردی که #اشک ت را درمیاورد..
دردی که اشک اطرافیانت را در میاورد..
ولی عوض ش رشد میکنی..
بزرگ میشوی..
باید #صبر کنی برای این رشد..
و تاب بیاوری این درد را..
و من دارم فکر میکنم، توی #زندگی چقدر این دردها را تاب آورده ام.. و چقدر قید رشد را به بهای ناچیز #عافیت زده ام..
رشد ، #ظرفیت میخواهد..
برای بزرگ شدن ظرف، لاجرم ناگزیر به #تحمل دردیم..
.
.
.
.
پ.ن:
هر کس امسال رفت پیاده روی #اربعین
و چشمش #توفیق #زیارت بارقه های گنبد طلایی حضرت اباعبدالله رو داشت،
یاد کنه از #شهدا، که به #برکت خون اون هاست که امروز میریم #کربلا..
اصلا هم یاد ما جامونده های اربعین نباشید..
ما هم اگر توفیق داشته باشیم همراه میشیم..
با پای تن نشد.. با پای دل راهی میشیم..
قطعا قراره از این سوختن، نتیجه ای حاصل بشه..
شاید جزغاله ی قلب جامونده ها، جایی به درد ارباب خورد..
شاید درد این #سوختن، ما رو رشد داد..
بلکه روزی به توفیق برسیم..


پ.ن
من دارم هویج پلو میخورم،
درحالیکه بوی نان تازه ی تنور وقفی حضرت زهرا س
تمام فضای خانه را فتح کرده است...

نویسنده : ن حسینی
تاریخ : دوشنبه سوم آبانماه سال 1395
نظرات
خرداد ۸۸بود که کلمه ی تقلب در انتخابات،
سر زبان ها افتاد، و هشت ماه آزگار،
پر خبرترین داستان خبرگزاریهای داخلی و خارجی درباره ی ایران، تقلب در انتخابات بود..
حالا روزگار چرخید و چرخید،
تا هفت سال بعد،
همانها که برنامه ی آن تقلب را ریخته بودند و
از ینگه دنیا این جریان را حمایت و هدایت میکردند،
خودشان،
بدون آنکه کسی برایشان برنامه بریزد،
درگیر همین کلید واژه بشوند...
عجب روزگاریست!!
حالا آقای مو بور، با آن ادبیات مسخره ،
همان ادعاها را دارد..

گرچه کلا هر دو شان،
لیاقت حفاظت از یک گله گوسفند را هم ندارند..
چه برسد رییس جمهور مملکت شدن..
آن هم جایی که ادعا میکند، ابرقدرت دنیاست..

پ.ن: 
با خودم میگفتم، بیچاره مردم امریکا، که مجبورند به یکی از این دو رأی بدهند، ولی بعد یاد آن آیه افتادم که میگفت ما سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهیم جز آنکه خود آن قوم بخواهد تغییرش دهد..

ان تنصروا الله ینصرکم ..

نویسنده : ن حسینی
تاریخ : سه شنبه بیستم مهرماه سال 1395
نظرات
کاش
تنها دغدغه مادران یمنی،
زردی کودکان شان بود..

صلی الله علیک یا مظلوم...

نویسنده : ن حسینی
تاریخ : پنجشنبه یکم مهرماه سال 1395
نظرات
گمان خامی ست اگر
پاییز را
به زمان، محدود کنیم..
چرا که من چشیده ام،
گاهی
اردیبهشتی ترین روزهای سال،
پاییزند..

نویسنده : ن حسینی
تاریخ : پنجشنبه بیست و پنجم شهریورماه سال 1395
نظرات
این #حق ماست..
حق مایی نمیفهمیم #قهرمان واقعی چه کسی ست..
این حق ماست که پول #بیت_المال مان،
همین جور #جرینگ برود در جیب بی سر و ته #فوتبال ..
ورزشکاران #پارالمپیک در #ریو ، دارند هر روز #مدال میگیرند و #پرچم_ایران را در بزرگترین #رقابت جهانی به اهتزاز در می آورند،
آنوقت تمام #روزنامه_های_ورزشی #وطن ، دارند سنگ #استقلال و #پرسپولیس را به سینه میزنند..
#برزیل را در خانه پنج-هیچ زده ایم! و هنوز درگیر دوتا #باشگاه #وزین #پایتخت هستیم..
#سیامند_رحمان چندبار #رکورد قویترین_مرد_جهان را در یک روز میزند و ما هنوز درگیر #برانکو و #منصوریان هستیم..

#کاروان #المپیک مان نصف اینها مدال می آورد، روی سرمان حلوا حلوا شان میکردیم،
البته بعد از #دربی !
چون دربی از #نان_شب واجب تر است ..

خلاصه که
این کاروان بی ادعای پارالمپیک ، که بی هیاهوی لباس چی بپوشیم ، رفت به ریو ،
الحق و الانصاف یک #خداقوت #مردانه میخواهد ..
امیدوارم ، #وزارت_ورزش اینقدر #مرد باشد که هوای این #قهرمانان_واقعی را داشته باشد..

چون جامعه ی ورزش که فعلا به طور کامل مشغول بازی بسیار #هیجان انگیز دو تیم بسیار بزرگ جهان اند...

#روزنامه_های_ورزشی ، واقعا #بی_معرفتند ..

آیا #ورزش ، فقط #فوتبال است؟
و آن هم فقط ، #قرمز و #آبی ؟

نویسنده : ن حسینی
تاریخ : چهارشنبه بیست و چهارم شهریورماه سال 1395
نظرات
یک رفیق قدیمی دارم،
یا شاید بهتر است بگویم داشتم..
که رفیق گرمابه و گلستان بود..
نشد برای مراسم عقدش بروم.
نشد چون جایی وعده داده بودم که نیروی #فرهنگی یک اردو باشم..
چون طرف خیلی دست تنها بود..
چون نمیشد از #اردو زد بیرون.. حتی چند ساعت..
و خلاصه
رفیق #گرمابه و گلستان، مرا نه سال #تنبیه کرد..
البته فعلا نه سال..
شاید بخواهد بیشتر کش ش بدهد..
.
.
.
از یک جایی به بعد
اگر بخواهی راهی را بروی
آدم ها #غربال میشوند..
نه که #ارتباطات کم بشود..
اتفاقا زیاد میشود..
ولی هر چه بگذرد،
تو در جمع، تنهاتر میشوی..
کم میشوند آنها که تو را میفهمند..
و من #گله ای ندارم از این #تنهایی در میان جمع..
گرچه موهای آدم را #سفید میکند..
چشم ها را #خون می اندازد..
خواب را از چشم آدم میگیرد..
و...
.
.
.
امروز
کله سحری
خواب این رفیق مان را دیدم..
توی خواب هم در حال #تنبیه من بود..
ان شاالله هرجا هستی،
سالم و موفق و پر #توفیق باشی، #رفیق #بدکینه ..
حتی #پزشک شدن، هم روی #گذشت کردن ت تأثیر نگذاشت..
یک روز اگر گذرمان به هم افتاد،
اگر حالی مانده بود و جانی برای کلامی،
بدان که من همچنان تو را، همان #سعاد میبینم..


نویسنده : ن حسینی
تاریخ : جمعه نوزدهم شهریورماه سال 1395
نظرات
بعد هفت سال خادمی و پابوسی حضرت در این ایام
امسال توفیقات خانه نشینی به این بخش هم سرایت کرد..

مثل آدم های عزیز گم کرده..
مثل آنها که در به در ند..
مثل آنها که مبهوتند..
تو به من بگو
یا ایها العزیز،
امسال عرفه را با چه زبانی 
و با چه همنشینی،
در کنار کدام محبوبِ جان
زمزمه خواهم کرد..

اصلا 
در حد حتی زمزمه ای 
حتی در خفا 
و حتی در ژرفای تنهایی 
این توفیق ، 
یار من خواهد بود..
؟!



توفیق های من با هم قاتی شده اند..
خدایا مرا پیدا کن..


مرتبط با: دلمشغولی ها ,
نویسنده : ن حسینی
تاریخ : جمعه دوازدهم شهریورماه سال 1395
نظرات
 ای کاش
 ای کاش آدمی وطنش را
 مثل بنفشه ها
 در جعبه های خاک
 یک روز می توانست
 همراه خویشتن
ببرد هر کجا که خواست
 در روشنای باران
 در آفتاب پاک..

نویسنده : ن حسینی
تاریخ : سه شنبه نهم شهریورماه سال 1395
نظرات
از برکت تهران رفتن های گاه و بیگاه ما،
یکی ش،
نماز جماعت هایی ست،
که بعضی وقت ها برای پیدا کردن مسجد ش،
کمی آچمز میشویم!!
این دو سری آخر
قسمت مان، مسجد امام صادق ع بود..
این سری،
که نزدیک است به ایام باز شدن دانشگاه ها،
دانشجوهای کشورهای خارجی گویا زودتر برگشته اند..
توی صف نماز کنار یک دانشجوی هندی و دوستانش جاگیر شدم.
شیعه بودند و این خیلی دلچسب بود که تو خواهری شیعه داشته باشی در سرزمین هندوستان ..
نماز که تمام شد،
چون عجله داشتیم، زود از مسجد زدیم بیرون.
تشنه بودم و برای خرید آب رفتم به نزدیک ترین سوپرمارکت.
رفقای هندی، آنجا مشغول خرید بودند.
دنبال جنسی میگشتند که اصرار داشتند هندی اش را پیدا کنند.
و فروشنده میگفت هندی اش را نداریم.
ایرانی داریم، از هندی بهتر..
و باز آنها به هندی با هم مشورت میکردند..
و باز فروشنده تاکید میکرد ایرانی بخرید خیلی بهتر است!
اینکه چند دانشجوی هندی، توی کشور دیگر، دنبال جنس هندی باشند، خیلی جای تامل دارد..
داشتم فکر میکردم،
من، توی دریای جنس ایرانی، چقدر ایرانی میخرم؟! حالا توی مملکت غریبه اش، پیشکش....

 
 
.
.
راوی! بخوان به نام تجلی، به نام نور

************************

خدایا از زبان امام صادق (علیه السلام) شنیدم
كه به داود(علیه السلام)وحی فرمودی :

" به من شاد باش و با یاد من سرخوشی کن و از نعمت مناجات با من برخوردار شو. "

خدایا خودت می دانی من نه داودم و نه حتی در حد بند كفش آن بزرگوار (هرچند مدل كفششان را هم نمی دانم!)

و اگر این نكته های ناب فقط برای آن هاست، پس چرا صدای خودت را به گوش بقیه می رسانی؟!

و اگر با ما هم هستی پس منم می خوام

می خوام با تو شاد باشم و به خاطر تو سرخوشی کنم و از نعمت مناجاتت برخوردار باشم

خدایا نگاه كن، این دفعه جدی گفتم!

منم می خوام...

************************

گر کوه ها متزلزل شوند، تو پایدار بمان.
دندان ها را به هم بفشر و سرت را به عاریت به خداوند بسپار
و پای ها، چونان میخ در زمین استوار کن
و تا دورترین کرانه های میدان نبرد را زیر نظر گیر
و صحنه های وحشت خیز را نادیده بگیر
و بدان که پیروزی وعده خداوند سبحان است.
نهج البلاغه خطبه 11

************************

اگر بمانیم ، میگندیم.

************************
دل های مؤمنان که به هم وصل می شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند."

************************

" هیچ موجودی از هیچ موجود دیگری راضی نمی‌شود، مگر به وساطت مقام امام هشتم؛ هیچ انسانی به هیچ توفیقی دست نمی یابد و خوشحال نمی شود، مگر به وساطت مقام رضوان رضا (سلام الله علیه)؛ و هیچ نفس مطمئنه ای به مقام راضی و مَرضی بار نمی‌یابد، مگر به وساطت مقام امام رضا! او نه چون به مقام رضا رسیده است، به این لقب ملقّب شده است! بلکه چون دیگران را به این مقام می‌رساند، ملقّب به رضا شد.

اهداف جزئی هم مشمول این اصل کلّی است. اگر کسی در کارهای جزئی موفق شد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به برکت امام رضا(ع) است. اگر فرزندی کوشید، رضای پدر و مادر را فراهم کرد؛ چه بداند و چه نداند، به وساطت مقام امام رضا(ع) است. و اگر عالم حوزوی یا اندیشور دانشگاهی به مقام علم و دانش بار یافت و بر کُرسی استادی تکیه زد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به وساطت مقام ایشان است."

آیت الله جوادی آملی


************************

بهم فحش بدید ولی فینگیلیش نظر نذارید.
نه میخونم، نه منتشر میکنم!!


************************
با خودم خیلی فکر کردم.
دیدم زبان سرخم سرم را به باد میدهد. چه سرم سبز باشه چه نارنجی چه هر رنگ دیگری..
حتی وقتی مینویسم هم هزار بار کلمات را کاوش میکنم.. و مدام با پاکن های دیجیتالی روی صفحه های نور عصر سرعت ویراژ میدهم..
عاقبت به این نتیجه رسیدم که دهانم را مهر کنم و قلم را زنجیر کنم که هرچه خواست ننویسد.. و بیشتر از اینها به آنچه میدانم عمل کنم..
بلکه خدا فرجی کرد و داشته هایم را به دانسته هایم نزدیکتر کرد..
و از همه ی آنها که مرا به قدر هجایی میشناسند ملتمس دعا هستم که خدا در این راه در حقم عمل کند..
باشد که عقلم را عاشق و عشقم را عاقل کند..
و بعدش را خودش میداند..
خواه بسوزاند..
خواه دوا کند..
که سوختن را حلاوتی دیگر است...
.
.


ن حسینی