معرفی سایت

راوی! بخوان به نام تجلی، به نام نور
************************
خدایا از زبان امام صادق (علیه السلام) شنیدم
كه به داود(علیه السلام)وحی فرمودی :
" به من شاد باش و با یاد من سرخوشی کن و از نعمت مناجات با من برخوردار شو. "
خدایا خودت می دانی من نه داودم و نه حتی در حد بند كفش آن بزرگوار (هرچند مدل كفششان را هم نمی دانم!)
و اگر این نكته های ناب فقط برای آن هاست، پس چرا صدای خودت را به گوش بقیه می رسانی؟!
و اگر با ما هم هستی پس منم می خوام
می خوام با تو شاد باشم و به خاطر تو سرخوشی کنم و از نعمت مناجاتت برخوردار باشم
خدایا نگاه كن، این دفعه جدی گفتم!
منم می خوام...
*******************************
گر کوه ها متزلزل شوند، تو پایدار بمان.
دندان ها را به هم بفشر و سرت را به عاریت به خداوند بسپار
و پای ها، چونان میخ در زمین استوار کن
و تا دورترین کرانه های میدان نبرد را زیر نظر گیر
و صحنه های وحشت خیز را نادیده بگیر
و بدان که پیروزی وعده خداوند سبحان است.
نهج البلاغه خطبه 11
نویسندگان
صفحات جانبی
ابر برچسب ها
پیامبر
کربلا همچنان جاریست
مبارزه با صهیونیسم
فراخوان مسابقه ی طراحی نشانه ی موزه ی دفاع مقدس
یکی از شهدای آینده..
فراماسونری
اومانیسم
مصاف
لوک خوش شانس
انفجار هفتم تیر
مولا علی -علیه السّلام-
فیلتر
بهشتی
علی اکبر رائفی پور
شمس الشموس
شجریان
از قرآن محافظت خواهیم کرد
دکتر فهیمه فرهمند پور
عکس طلوع خورشید در افق تهران
فاضل نظری
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز سایت : نفر
بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
بازدیدهای دیروز سایت : نفر
كل بازدیدهای سایت : نفر
بازدید این ماه سایت : نفر
بازدید ماه قبل سایت : نفر
تعداد نویسندگان سایت : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
الهی رضا برضاک..
ارسال در تاریخ جمعه سی ام دیماه سال 1390 توسط ن حسینی
حرف من همانست که بود..
طبقه بندی: دلمشغولی ها، آگهی بازرگانی،
تا پایم نرسد به خاک
باورم نمیشود..
این سفر
با همه ی سفرها
یک فرق اساسی دارد
که فقط من میدانم و
کسی که کنار رگم زمزمه میکند..
برای آنها دعا کنید که به سلامت برسند..
برای من(ما) دعا کنید که عقل هامان بپرد..
برای ما سلامت معنی دیگری دارد..
طبقه بندی: دلمشغولی ها، آگهی بازرگانی،
سیزده59
ارسال در تاریخ پنجشنبه بیست و نهم دیماه سال 1390 توسط ن حسینی
به قول سید جلال
آخرش
طبقه بندی: دلمشغولی ها، آگهی بازرگانی،
ساکنان دریا پس از مدتی صدای امواج را نمی شنوند... چه تلخ است قصه عادت...!

با رفیقم
همیشه فکر میکنیم
اگر متوسلیان و صدر
بعد از این همه سال
برگردند...
درباره ی ما
چه فکر میکنند..
درباره ی این سالها..
محال است آدم هایی از جنس ما
سیزده 59 را ببینند
و به احمد متوسلیان و امام موسی صدر
فکر نکنند..
آخرش
یک روز
پرستوهای سینه ات
از سمت تو
کوچ میکنند..
آن وقت واقعا
پرستویی میشوی ..
طبقه بندی: دلمشغولی ها، آگهی بازرگانی،
و اما تاریخانه..
ارسال در تاریخ دوشنبه بیست و ششم دیماه سال 1390 توسط ن حسینی
به احتمال قوی تا چند روز آینده میرم سفر


طبقه بندی: درس و مشق،
پس بهتر دیدم تا قبل از رفتن موضوع تاریخانه رو به یه جایی برسونم..
و اما تاریخانه...
"تاریخانه" رو اولین بار توی کلاس دکتر ثبوتی شنیدم
اسم یکی از قدیمی ترین مساجد ایران، در شهر دامغان.
استاد تاریخانه رو اینطور معنی کرد که
تاریخانه از دو بخش "تاری" و "خانه" گرفته شده..
"تاری" به معنای "خدا" و "خانه" هم که خانه است..
یعنی اگر ترجمه اش کنیم میشه "خدای خانه"..( یا خدایخانه)
بچه ها کلی با این تفسیر حال کردن که ایول!
من بعد به جای واژه ی عربی و نامانوس "مسجد" میگیم "خدایخانه"...!!
بعدها دیدم که توی طراحی بعضی دوستان در کلاس های ارشد،
در طراحی فضای نیایشگاهی اسلامی،
واژه ی "تاریخانه" و "خدایخانه" جایگزینن کلمه ی "مسجد" شده..
اما حقیقت اینه که
مسجد تاریخانه ی دامغان،
قبل از دوره ی اسلامی،
یه چهارطاقی بوده که به عنوان نیایشگاه زرتشتی ها استفاده میشده..
به عبارت ساده تر ،
تاریخانه ی دامغان قبلا آتشکده بوده..
به اونجا، ناری خانه هم گفته میشده،
به معنی خانه ی آتش.
به مرور زمان، ناری خانه، به تاری خانه تغییر اسم داده..
.
.
حالا اصلا بگیم که تاری به معنی خدا باشه
و به هیچکدوم از این سیرهای تاریخی هم کاری نداشته باشیم
و بگیم که بر اساس همین لغت ِ "تاری خانه"، ما باید به جای مسجد، در فارسی بگیم "خدای خانه"..
یه سوال پیش میاد:
آیا "خدای خانه" بار معنایی "مسجد" رو داره یا نه؟!
خدای خانه یعنی خونه ی خدا.
یعنی خدا نشسته اونجا!! و اونجا خونه شه..
یعنی در نظر گرفتن جای ثابت برای خدا..
چیزی که حتی در کعبه هم در نظر گرفته نمیشه!
_ مشکل من توی ترجمه ی کلمه ی کعبه هم همینه!!! آخه چرا به کعبه میگیم خونه ی خدا، در حالی که کعبه یعنی جسم مکعب شکل، جسمی که تمام وجوهش چهار گوشه.. _
کلمه ی خدای خانه بعد تصنعی برای خدا قائله..
و به نوعی کاملا مشخص یه ریشه ی بت گرایانه به خداوند الصاق میکنه..
در حالی که اسلام معتقده :
خداوند ، نادیدنی و ناپیداست..
جسم نداره ..
آلله نور السماوات و الارض..
نور نیازی به خانه ی برای جلوس نداره..
این کلمه ناشی از تفکر معابد در زمان قبل از اسلام ه..
که برای خدایان شون، مکان و لباس و .. متصور بودند..
در حالی که خداوند از این صفات مبراست..
در عبارت "مسجد"
ما چند چیز میبینیم..
مسجد یعنی محل سجده کردن..
یعنی جایی که تو مسجود رو نیایش میکنی..
یعنی اشاره به فضایی که باید یک جسم انسانی پر ش کنه
و مسجود ، روح اون فضاست نه جسم اون فضا..
.
.
.
.
به نظر من
اگر دوستان معمار من
کمی با زبان اصلی واژه ارتباط برقرار کنند،
چنین فجایعی رو شاهد نخواهیم بود..

اساتید برجسته ی معماری،
همیشه
این بنای ارزشمند رو "مسجد تاریخانه ی دامغان" معرفی میکنند..
نه "خدایخانه ی دامغان" !!

خوبه که دوستان به این نکات لطیف و نغز توجه کنند..
این پست طولانی شد
از اینکه حوصله کردید سپاسگزارم..
طبقه بندی: درس و مشق،
یادداشت های یک پیاده ی عاشق
ارسال در تاریخ شنبه بیست و چهارم دیماه سال 1390 توسط ن حسینی
مدام توی گوش من میخواند باید یک راه باز کنند از ایران برویم کربلا..
طبقه بندی: با کاروان نیزه، دلمشغولی ها،
مدام توی گوش من میخواند آدم اینطوری باید برود کربلا..
پای پیاده..
عاشق..
همینطوری،
با پای عشق..
من فقط سکوت میکردم..
لال میشوم این وقتها..
مات میشوم این وقتها..
میترکم از حسرت..
رشک میورزم به آن مرد خادم ..
کلمه هاش بوی اخلاص نمیداد ، خود اخلاص بود..
میگفت:
حسین،
کشتی نجات است..
ما را سوار کشتی هم نکنند ... ما به همین تخته های کشتی هم بچسبیم کافی ست..
نجات می یابیم..
تمام معادلات خادمی را توی ذهنم بهم ریخت..
سپاسگزارم از وحید چاووش،
که با یادداشت های یک پیاده اش،
خاطره آقا مرتضی را توی ذهنم زنده کرد..
و دل های ما را ،
پیاده
مسافر کربلا..
کاش ما را
اینطور بطلبد..
طبقه بندی: با کاروان نیزه، دلمشغولی ها،
مرگی که آغاز روشن است..
ارسال در تاریخ پنجشنبه بیست و دوم دیماه سال 1390 توسط ن حسینی
بعد از هر ترور
حرف های امام میپیچد توی گوشم..
بکشید ما را..
ما زنده تر میشویم..
کربلایی باش
از آنها که با مرگ
زنده میشوند..
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء
ارسال در تاریخ سه شنبه بیستم دیماه سال 1390 توسط ن حسینی
آخرش هم بستری شد..
دعا کنید برای حاج خانم ما..
#
ارسال در تاریخ سه شنبه بیستم دیماه سال 1390 توسط ن حسینی
روی تابلوی نظرات
برای پگاه و زهرا نوشته بود:
خنک آن قمار بازی که بباخت آن چه بودش
نبماند هیچش الا هوس قمار دیگر..
چقدر باید بگذرد
تا بعضی حرف ها را بفهمی..
در ادامه ی یک پست..
ارسال در تاریخ سه شنبه بیستم دیماه سال 1390 توسط ن حسینی
گرچه خیلی از طرف دوستان استقبالی برای تحلیل بحث خدایخانه ندیدم
طبقه بندی: درس و مشق،
ولی
از اونجایی که این بحث آغاز یک مجموعه بحثه ترجیح میدم یک بار دیگه مطرحش کنم...
کی میدونه تاریخانه یعنی چی؟
چند روزه دیگه این بحث رو شروع میکنم..
امیدوارم به جاهای خوبی برسیم...
طبقه بندی: درس و مشق،
ورود هرگونه بیماری ممنوع... حتی شما ..!!
ارسال در تاریخ پنجشنبه پانزدهم دیماه سال 1390 توسط ن حسینی
گفته : اصلا حق نداری مریض شی!

طبقه بندی: آگهی بازرگانی،
حسابی کارت دارم!!

توی عمرم اینقدر پرتقال و لیمو شیرین نخورده بودم...
فقط به خاطر تو..
طبقه بندی: آگهی بازرگانی،
این پست ادامه دارد...
ارسال در تاریخ پنجشنبه پانزدهم دیماه سال 1390 توسط ن حسینی
مثل همیشه..
ارسال در تاریخ سه شنبه سیزدهم دیماه سال 1390 توسط ن حسینی
بعد از شش سال
طبقه بندی: آگهی بازرگانی،
زنگ زده بود
که بگوید
دیشب خوابت را دیدم..
رفته بودی پیش مادرت..
.
.
بدون اینکه بفهمد
بغضم را غورت دادم..
مثل همیشه..
طبقه بندی: آگهی بازرگانی،
بیــــمار
ارسال در تاریخ دوشنبه دوازدهم دیماه سال 1390 توسط ن حسینی
احساس میکنم مریض شدم..
پ.ن:
طبقه بندی: مناجات،
نه از اون مریضی ها که تو فکر کنی..
از اونا که حضرت امام ره میگن چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم..
توی هر دوره ای از زندگی ،
آدم یه حالی داره
ولی تو
توی همه ی اون دوره ها
میدونی با بنده ی بازیگوشت
چطور حرف بزنی..
بیمار این صفحه شدم..
چون توش تو بودی..
پ.ن:
من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شیء قدرا.
این آیه یعنی خدا بهترین هاشو برای من سوا کرده.پس عجله نکن!
این آیه یعنی خدا بهترین هاشو برای من سوا کرده.پس عجله نکن!
طبقه بندی: مناجات،
از برکات وب
ارسال در تاریخ یکشنبه یازدهم دیماه سال 1390 توسط ن حسینی
بعضی حرف ها را
طبقه بندی: آگهی بازرگانی،
باید از قلم بقیه خواند..
اینها
از برکات دوستان خوب وبلاگی ست..
طبقه بندی: آگهی بازرگانی،
وَإِلىٰ رَبِّكَ فَارغَب!
ارسال در تاریخ یکشنبه یازدهم دیماه سال 1390 توسط ن حسینی
همه ی این روزها
سوره مبارکه الشرح آیه 8
وَإِلىٰ رَبِّكَ فَارغَب ﴿۸﴾
و به سوی پروردگارت توجّه کن!
طبقه بندی: مناجات،
هر چه میکشم
از این است..
از اینکه حواسم پرت است..
مثل این دانش آموزهای ته کلاس
حواسم به همه چیز هست الا به اصل کاری..
الا به تو..
سوره مبارکه الشرح آیه 8
وَإِلىٰ رَبِّكَ فَارغَب ﴿۸﴾
و به سوی پروردگارت توجّه کن!
طبقه بندی: مناجات،
تبلیغات




























